السيد محمد صادق الروحاني (مترجم: صادقى)

37

جبر و اختيار (فارسى)

مى گوئيم : نياز هر ممكن هر چند فعلى اختيارى باشد ، به علت تامه - يعنى آنچه فعل از وجود آن جدا نمى گردد - نياز به دليلى دارد كه در اين مقام ، دليلى موجود نيست . و آنچه سخن ما را تائيد مىكند اين است كه در آيات و روايات هيچ نشانه اى از عليت خداوند براى موجودات و نياز ممكن به علت يافت نمى شود بلكه در آن به نياز ممكن به ايجاد كننده و آفريننده تعبير شده است . هنگامى كه اين مقدمات را دانستى برايت آشكار مىشود كه سبب وجود فعل اختيارى ، شوق نيست تا شبهه جبر ، شبهه اى غير قابل پاسخ باشد بلكه سبب ، إعمال قدرت نفس در فعل است و اينكه نفس در افعال اختيارى بدون محرك ديگرى كامل است پس پاسخ از شبهه جبر آشكار است . ايرادهاى اين پاسخ و نقد آن و چه بسا بر اين پاسخ ايراداتى وارد شود : ايراد اول : اختيار به اين معنا حادث است يا واجب ؟ اگر واجب باشد مى بايست از ابتداى وجود همراه با او باشد و اگر حادث باشد چون هر حادثى نياز به محدث [ ايجاد كننده اى ] دارد پس وجود اختيار به واسطه ايجاد ايجاد كننده رخ مىدهد و موجد [ ايجاد كننده ] يا خود اختيار است يا غير آن . اگر خود اختيار باشد ، پس اگربه سبب اختيار ديگرى به وجود آمده باشد تسلسل لازم مى آيد . پس مى بايست كه وجود اختيار به غير اختيار باشد . پس بر اختيار از ناحيه ديگرى مجبور است و چون جبر بر علت ، جبر بر معلول نيز مى باشد پس فعل از روى جبر صادر شده است . به عبارت ديگر : اختيار بالبداهه واجب نيست بلكه ممكن است