السيد محمد صادق الروحاني (مترجم: صادقى)

23

جبر و اختيار (فارسى)

خداوند به ما نيرو و توانايى بخشيده است تا بيازمايد كداميك كردار نيكوترى داريم ، با اينكه علم او به كردار ما احاطه دارد . پس واجب بودن فعل با امكان آن منافاتى ندارد و اضطرارى بودن عمل با اختيارى بودن آن تضادى ندارد زيرا جز به سبب اختيار واجب نگشته است . » آنگاه عدم اختيارى بودن اراده را بيان مىكند تا اينكه مى گويد : « پس ما در عين اختيار مجبوريم و با اختيار و بناى بر آن ، مجبور هستيم » « 1 » اين سخن همانگونه كه بيان خواهيم كرد امر بين الامرين نيست بلكه عين جبر است . علماى شيعه بياناتى ديگرى از امر بين اوامر دارند كه برخى به آنچه گذشت باز مى گردد و برخى به جبر منتهى مىشود . اما حق در به تصوير كشيدن امر ميان دو امر اين است كه گفته شود : جبرى كه نفى شده است سخن اشاعره و جبرگرايان پيشين و تفويض نفى شده ، سخن معتزله است كه مى گويند خداوند انسان را آفريد و آنان را بر اعمالشان قدرت بخشيد و اختيار را به ايشان واگذارد پس انسان ها به ايجاد اعمالشان مطابق خواست و قدرتشان مستقلند و خداوند در

--> ( 1 ) - در حواشى وافى از علامه مجلسى و استاد ايشان نائينى و بزرگان ديگر به نقل از كتاب ( الهدايا ) اثر ميرزا محمد مجذوب تبريزى آمده است كه : « خواجه نصير طوسى در برخى رسائلش در تحقيق امر بين الامرين گفته است : انسان در فعل و ترك فعل مختار است جز آنكه مشيت او تحت قدرتش نيست . همانگونه كه خداوند فرموده است : ( و نمى خواهيد مگر آنكه خداوند بخواهد ) بنابراين ما در مشيت خود مضطر و در عين اختيار مجبوريم . »