السيد محمد صادق الروحاني (مترجم: صادقى)

21

جبر و اختيار (فارسى)

اشكال اين است كه هيچ كس تفويض را به اين معنا بيان نكرده تا نياز به نفى آن باشد . چهارم : اينكه تفويضى كه نفى شده است واگذارى آفرينش و روزى دهى و تدبير جهان به برخى آفريدگان است و اين نيز با آنچه متون فراوان روايت شده از امامان ( ع ) به آن پرداخته است غير مرتبط مى باشد . « 1 » پنجم : مقصود از امر بين الامرين اين است كه فعل انسان با مجموع دو قدرت و دو اراده و دو تأثير از ناحيه او و خداوند واقع مىشود و انسان در ايجاد فعل خود استقلالى ندارد . اما قدرت انسان به گونه اى نيست كه هيچ تأثيرى در فعل خود نداشته باشد و اشكال آن را خواهى فهميد . « 2 » ششم : سخن محدث كاشانى « 3 » در كتاب الوافى كه مى گويد : « در بيان امر بين

--> ( 1 ) - روايات بسيارى واگذارى آفرينش و تدبير و روزى به بندگان را نفى كرده اند . به روايات باب جبر و قدر و امر بين الامرين از كتاب كافى ج 1 ص 155 خصوصاً حديث 3 مراجعه كن . اين روايات با رواياتى كه براى پيامبر و امامان ، درجات والايى قرار داده است منافاتى ندارد . رواياتى كه بيان مىكند معصومين راه به سوى خداوند اند ، به سبب آنان خداوند باران مى فرستد و به سبب ايشان آسمان بر زمين فرو فكنده نمى شود ، همانگونه كه در زيارت جامعه آمده است . من لا يحضره الفقيه / 2 ، ص 615 . ( 2 ) - علامه مجلسى اين وجه و وجه سوم را يك وجه قرار داده است . بحار ج 5 ص 84 و درباره آن گفته است : هيچ كس تفويض به اين معنا را بيان نكرده است تا پاسخى به آن داده شود . ( 3 ) - به كتاب وافى جلد 1 ص 537 باب جبر و تقدير و امر بين الامرين مراجعه كن . محدث كاشانى پيش از آنكه سخن خواجه نصير الدين طوسى را نقل كند ، اقوال را به چهار دسته تقسيم كرد و گفت : دو قول فاسد است و آن دو جبر و تفويض است . و دو قول دائر مدار تحقيق است و به امر بين الامرين باز مى گردند . يكى به حق و روايات نزديكتر و از فهم و عقل دور تر است و آن طريقه اهل شهود است كه اسرار روايات را مى شناسند و قول ديگر عكس آن چيزى است كه بيان كرديم و آن روش اهل خرد و نظر است . بيان اول به سبب پيچيدگى آن بسيار دشوار است پس آن را به كنار مى نهيم و به بيان دوم بسنده مى كنيم . هر چند خود به اين نظر و بيان دوم خرسند نيستم چون در نگاه ابتدايى و در نزد كوته نظران مشتمل بر مفاسدى است كه بر جبر مترتب مىشود اما عقل خواص را از برخى اسباب حيرت و سرگشتگى خارج مى سازد » آنگاه كلام محقق طوسى را نقل مى نمايد .