السيد محمد صادق الروحاني (مترجم: صادقى)

19

جبر و اختيار (فارسى)

مخالفت مى ورزند تا جايى كه گفته شده [ تخته ] نرد ، بر اساس جبر و شطرنج ، بر اساس قدر وضع شده است . « 1 » محيى الدين بن عربى در فتوحات نيز چون فخر رازى به شك و حيرت خود در اين باب اعتراف مىكند . دانشمندان ما در تحقيق اين مسأله نظرات متفاوتى دارند : اول : نظر شيخ مفيد در شرح او بر اعتقادات كه مى گويد : خداوند آفريدگان را بر اعمال و افعالشان توانا ساخت و حد و مرزى را برايشان در اين باره ترسيم كرد و با بازداشتن و ترساندن و وعده و بيم آنان را از زشتى ها بازداشت . خداوند به دليل توانا ساختن بندگان بر اعمال ، آنان را بر انجام آن اعمال مجبور نساخته و به دليل بازداشتن بندگان از بيشتر اعمال ، آن اعمال را به ايشان وانگذارده است . خداوند حد و مرز را در ميان اعمال براى بندگان قرار داد و ايشان را به انجام كردار نيك فرمان داد و از انجام كردار ناپسند نهى فرمود . آنگاه شيخ مفيد مى فرمايد : « اين جدايى ميان جبر و تفويض است . » « 2 » اين سخن نيكويى است اما با شأن نزول روايات فراوانى كه در بيان امر ميان دو امر وارد شده است و برخى از آن ها در آينده خواهد آمد ، مطابقت ندارد .

--> ( 1 ) - علامه مجلسى در بحار ج 5 ص 82 متن سخن او را به طور كامل نقل كرده است . همچنين تفتازانى در ( شرح المقاصد فى علم الكلام ) ج 2 ص 141 ، دار المعارف النعمانيه ، پاكستان 1401 ، اين سخن را از او حكايت كرده است . ( 2 ) - تصحيح اعتقادات الاماميه ص 47 ( وحد ميان بين اين دو قول ) دار المفيد ، بيروت