السيد محمد صادق الروحاني (مترجم: صادقى)

11

جبر و اختيار (فارسى)

يافتن ] آفريده پروردگار است و براى انسان كسب شده است . « 1 » آنگاه عبارات و بيانات اين گروه در تفسير حقيقت كسب ، گوناگون و متفاوت شده است تا جايى كه براى آن چند وجه را ذكر كرده اند كه بهترين آن ها سخن قاضى ابوبكر باقلانى « 2 » است كه مى گويد : هر چند فعل انسان بدون تأثير او در صدور فعل ، از او صادر شده است اما رنگ يافتن اين فعل به رنگ نيك و بد به قدرت و اختيار انسان است . به عنوان مثال : اگر انسانى ، يتيمى را كتك بزند موثر در اصل تحقق اين فعل خداوند است اما قصد و نيت زدن كه اگر براى تربيت باشد نكو و اگر از روى ستم باشد ناپسند است ، به بنده واگذار شده و اين معيار پاداش و كيفر اوست . « 3 » اما ظاهراً اين سخن به حال اين گروه سودى نمى بخشد ، چون قصد و

--> ( 1 ) - شرح مواقف جرجانى ج 8 ص 145 - 146 ( تأليف قاضى الايجى ) ( 2 ) - ابوبكر محمد بن طيب بن محمد باقلانى قاضى ، در بصره به دنيا آمد و در بغداد زيست . عضد الدوله ديلمى او را به دربار خود در شيراز فرا خواند . مدتى در آنجا ماند و پس از وفات عضد الدوله به بغداد بازگشت . باقلانى از مهم ترين متكلمان مكتب اشاعره بر شمرده مىشود . معاصر شيخ مفيد بود و شيخ مناظرات لطيف و سودبخشى با او دارد كه در كتابش ( مسأله ديگرى در نصر بر على ( ع ) ) ج 2 ص 21 تحقيق محمد رضا انصارى ، دار المفيد بيروت ، بيان شده است ، و اين مناظرات را در ترجمه كتاب ( باقلانى در تاريخ فرهنگ عربى ) ج 4 ص 48 مى يا بى . ( 3 ) - اين معنا را باقلانى در كتاب ( الانصاف ) ذكر كرده است و بسيارى از بزرگان ، اين سخن را به او نسبت داده اند . مراجعه كن به ملل و نحل ج 1 ص 97 - 98 و شرح احقاق الحق ج 1 ص 400 و ج 2 ص 51 از آيت الله مرعشى نجفى و جرجانى اين سخن را در شرح مواقف ج 8 ص 147 چنين حكايت كرده است : « قاضى مى گويد : بر اينكه قدرت خداوند به اصل فعل تعلق بگيرد و قدرت انسان به اينكه فعل ، بندگى و يا گناه باشد متعلق گردد .