السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي

40

ره توشه نوجوانان (فارسى)

گوش و چشم و دست و ديگر اعضاء مىباشد ، بلكه مراد از شنوايى و بينايى خداوند اين است كه او از تمام ديدنىها و شنيدنىها آگاهى كامل دارد و همهء اشياء پيش او حاضر هستند و آگاهى و علم او نياز به ابزارى مثل چشم يا گوش ندارد ؛ چنان‌كه امام صادق عليه السلام در اين باره مىفرمايد : « سَميعٌ بِغَيْرِ جارِحةٍ وبَصِيرٌ بِغَيرِ آلةٍ » « 1 » يعنى : خداوند بدون عضو شنوايى و بينايى ( گوش و چشم ) به شنيدنى ها و ديدنى ها احاطه و اطلاع دارد . حقيقت شنوايى و بصير بودن اين است كه اشياء از او پوشيده و مخفى نباشد ، اگرچه بدون دخالت حواس ظاهرى باشد . ما هم اگر آن قدر قوى بوديم كه مىتوانستيم بدون دخالت چشم و گوش اشياء را ببينيم و از صداها مطلع شويم ، يقيناً بر اين آگاهى ما ديدن و شنيدن صدق مىكرد ، همانگونه كه در عالم خواب بدون گوش و چشم طبيعى مىبينيم و مىشنويم . 2 - صفات سلبى يا جلال به آن گروه از صفاتى گفته مىشود كه در وجود خداوند نيست و بايد آنها را از خداوند سلب و نفى كرد ؛ چرا كه اين گونه صفات دلالت بر ضعف و ناتوانى صاحبش دارد ، مثل جسم بودن ، محتاج بودن ، ظالم بودن و شريك داشتن . خداوند ، وجودى سراسر كمال پرسش : چرا ما نمىتوانيم به عمق وجود خداوند و صفات او پى ببريم ؟

--> ( 1 ) - بحار الانوار ، ج 4 ، ص 70 ، حديث 15