اكبر ترابى شهرضايى
513
آئين كيفرى اسلام (فارسى)
با توجّه به اين فرع مىتوانيم بگوييم : مقصود امام رحمه الله از « من استحلّ شيئاً من المحرّمات » صرف استحلال نيست ؛ بلكه ارتكاب همراه با استحلال است . قرينهى ديگر هم « وإلّا فيعزّر » بود كه در گذشته به آن اشاره كرديم . اگر كسى مستحلّ نيست ، در عين اعتقاد به حرمت فعلى ، مرتكب آن شد و براى آن عمل حرام در شريعت مطهّره حدّى معيّن نشده باشد ، او را تعزير مىكنند ؛ حال عملش از گناهان كبيره باشد يا صغيره . تذكّر : آنچه امام راحل رحمه الله در اين فرع مطرح مىكنند با آنچه را كه در مسألهى پنج از احكام قذف مطرح كردند ، تنافى دارد ؛ در آنجا فرمود : « كلّ من ترك واجباً أو ارتكب محرّماً فللإمام ونائبه تعزيره به شرط أن يكون من الكبائر » . دليلى كه در مسألهى پنجم به آن اشاره شده ، آيهى شريفهى : إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآلِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفّرْ عَنكُمْ سَيَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلًا كَرِيمًا « 1 » بود . از آيه مىفهميم دو نوع گناه داريم ؛ از يكى به « كبائر » و از ديگرى به « سيّئه » تعبير مىكند ؛ يعنى « كبيره » را در مقابل « سيّئه » همان « صغيره » قرار داده است . آيه در مقام بيان عنايتى از خداوند متعال در حقّ بندگان است ؛ مىفرمايد : اگر از گناهان كبيره اجتناب كنيد ، گناهان صغيرهى شما را مىپوشانيم ؛ « تكفير » يعنى مستور كردن ، كأن لم يكن فرض كردن . به عبارت ديگر ، هركسى كه از گناهان كبيره اجتناب كند ، هيچ اثرى بر گناهان صغيرهاش مترتّب نمىشود ؛ و او را تعزير نمىكنند . زيرا ، گناه صغيرهاى كه تكفير شد ، گويا واقع نشده است تا مرتكبش را تعزير كنند . مفاد اين آيه وقتى محقّق مىگردد كه از تمام گناهان كبيره اجتناب كند نه اين كه از يك يا چند گناه كبيره مجتنب باشد ؛ اگر از تمام گناهان كبيره اجتناب كرديد ، گناهان صغيرهى شما را مىپوشانيم و كارى با شما نداريم . لذا ، در صورتى كه فردِ مرتكب كبيره توبه كند ، آيه شامل حالش نمىگردد ؛ بلكه وقتى دور همهى گناهان كبيره را قلم بگيرد ، پاداش و عنايتى شامل حالش مىشود كه گناهانش را ناديده مىگيرند . اين آيه ، شبيه قول پدرى است كه به فرزندش مىگويد : اگر به من قول بدهى فلان كار را انجام ندهى ، بد اخلاقىها و كارهاى زشت جزئىات را ناديده مىگيرم . اگر گفته شود : از آيه استفاده مىشود جعل گناهان صغيره لغو است ؛ اگر فردى از گناهان
--> ( 1 ) . سورهى نساء ، 31 .