اكبر ترابى شهرضايى

514

آئين كيفرى اسلام (فارسى)

كبيره اجتناب كند ، گناه صغيره‌اش راناديده مىگيرند ؛ چرا آن را جعل كرديد كه ناديده بگيريد ؟ مىگوييم : اوّلًا ، گناهان صغيره گاه با عدم اجتناب از كبيره همراه است ؛ در اين حال ، در برابر هر دو نوع گناه مسئوليت دارد . بنابراين ، در جعل آن لغويّتى نيست . ثانياً ، خداوند در باب توبه فرمود : إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا « 1 » آيا فتح باب توبه با جعل گناهان منافات دارد ؟ تا بگويى : خداوندا تو كه باب توبه را قرار دادى تا بر تمام گناهان قلم بكشى ، چه لزومى داشت امر و نهى كنى تا زمينه‌اى براى تحقّق گناه پيدا شود و آن‌گاه ببخشى ؟ اين دو باهم منافات ندارد . گناه در جاى خودش محفوظ و عنايت الهى ، لطف ، تفضّل و توبه نيز در جاى خودش محفوظ است ؛ لذا ، جعل توبه يا بخشش گناهان صغيره در صورت اجتناب از كبائر ، سبب لغويّت نمىگردد . معناى « نكفر » اين است كه كارى مىكنيم كه گويا اين گناه صغيره از شما سر نزده است ؛ به دليل آيه وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلًا كَرِيمًا حتّى تنزّل مقام و رتبه‌اى هم نيست ؛ بلكه شما را به يك مدخل و جاى كريمى وارد مىكنيم . تكفير مطلق است و اختصاصى به آخرت ندارد ؛ « نكفّر أي نحكم بأنّكم لم تعطوا بالسّيئات » اگر چنين حكمى بر گناه صغيره از جانب حقّ مترتّب مىشود ، چگونه معنا دارد به حاكم شرع بگويد : فاعلش را تعزير كن ؟ اين‌دو مطلب با يكديگر تنافى دارد . در جايى كه دليل خاص بر تعزير داريم ، سخنى نيست ؛ اگر دليل خاص نداشتيم ، در آن‌جا نيز مىگفتيم : به مقتضاى آيات توبه و غفران و تكفير ، تعزيرى نيست ؛ ليكن از آيه تفصيل استفاده مىشود . به اين صورت كه اگر مرتكب صغيره از كبائر اجتناب كند ، تعزير نمىگردد ؛ به شرط اين كه اصرار بر صغيره نداشته باشد ؛ زيرا ، با اصرار ، گناه صغيره به كبيره مبدّل مىشود و زمينه‌ى ترتّب تعزير آماده مىگردد . خلاصه : اگر مرتكب صغيره مجتنب از كبيره باشد ، تعزيرى نيست ؛ و اگر مرتكب كبيره

--> ( 1 ) . سوره‌ى زمر ، 53 .