اكبر ترابى شهرضايى
403
آئين كيفرى اسلام (فارسى)
اگر آردى را با مسكر خمير كرد و آن را پخت ، در اين كه خوردن چنين نانى از جهت نجاست حرام است ، بحثى نيست ؛ امّا آيا پختن ، سبب طهارت آن مىگردد يا نه ؟ مربوط به بحث مطهّرات است . آن چه در اينجا مهم است ، صدق تناول مسكر و عدم آن است . اين مورد با تريد كردن نان در مسكر فرق مىكند ؛ در اينجا عرفاً نمىگويند : خمر را تناول كرد . شاهدش خمير كردن آرد با آب است . پس از پختن نان ، كسى نمىگويد : آب تناول كرد ، و فرقى ميان آب و مسكر در اين جهت نيست . شاهدى ديگر : اگر كسى نذر كرد آب تناول كند ، با خوردن نان وفاى به نذر نكرده است ؛ در مورد خمير كردن آرد با مسكر و پختن آن نيز همين مطلب جارى است . توجّه داشته باشيد بحث روى تناول نان نيست . تناول نان حدّ ندارد ؛ بلكه صحبت روى تناول مسكر است . اگر خوردن نانى كه در خميرش مسكر به كار رفته تناول مسكر باشد ، حدّ دارد والّا نه . مقصود از فقّاع در ماهيّت و حقيقت فقّاع بحثهاى زيادى در كتاب طهارت و نجاست مطرح است . فقّاع مايعى است كه از جو ساخته مىشود و عنوان خمر و مانند آن بر اين مايع تطابق ندارد ؛ در بيشتر مواقع حالت اسكار هم در آن نيست . فقّاع در زمان ائمّه عليهم السلام در بين اهل تسنّن رواج داشته است و روايات زيادى از ائمّه عليهم السلام رسيده كه در آنها اصرار بر منع از نوشيدن آن است ؛ و در پارهاى از آنها گفتهاند : « الفقّاع خمر استصغرها الناس » « 1 » فقّاع حرام است ؛ مردم آن را كوچك شمرده و به حساب نياورند ؛ و در رديف خمر قرار ندادند . بهعقيدهى اماميّه ، فقّاع نجس و تناولش حرام و موجب ترتّب حدّ يعنى هشتاد تازيانه است ؛ خواه سبب سكر و مستى باشد يا نه . به طور كلّى نبايد فقّاع را يكى از مصاديق مسكر قرار داد ؛ بلكه تناول فقّاع عنوانى است در برابر عنوان تناول مسكر ، و بر هر كدام نيز هشتاد تازيانه ثابت است .
--> ( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 17 ، ص 292 ، باب 28 از ابواب اشربهى محرمه ، ح 1 .