اكبر ترابى شهرضايى

360

آئين كيفرى اسلام (فارسى)

اظهار ترديد است ؛ هرچند علنى و آشكارا باشد . با توجّه به اين فتوا ، منافق قبل از اسلامش كافر بوده است و در زمان كفر ، اگر اظهار ترديد كند ، كشته نمىشود ؛ لذا ، اگر مقصود از « رجل » در كلام سائل اعمّ از كافر باشد ، منافق داعى ندارد مسلمان شود ؛ اظهار ترديد مىكرد و مىرفت . به ناچار بايد دست از اطلاق برداريم و بگوييم : مقصود ، « لو أنّ رجلًا مسلماً » است ؛ يعنى اگر مسلمانى پس از مسلمان شدن ترديد مىكرد و پيامبر آن را مىپذيرفت ، هيچ منافقى بر اسلام باقى نمىماند ؛ و گرنه اگر به ظاهر روايت اخذ كنيم ، « ما أسلم منافق أبداً » با صدر روايت تطبيق نمىكند ؛ زيرا ، منافق مىتوانست ترديد كند و اسلام را نپذيرد ؛ و در عين حال كشته هم نمىشد . نظر برگزيده : به نظر ما ، هرچند دلالت روايت اوّل قاصر و سند حديث دوّم ضعيف است ، ليكن چون فقها بر طبق آن فتوا داده و اين معنا را استفاده كرده‌اند ، مىتوانيم قصور دلالت اوّلى را به دلالت روايت دوّم بر طرف كنيم ؛ و در مجموع ، دو روايت مىتواند اين فرع را اثبات كند و نيازى به بحث ارتداد نداريم .