اكبر ترابى شهرضايى

313

آئين كيفرى اسلام (فارسى)

قاذف به جز ردا را بيرون نياورند . روايات گذشته بر مطلب دلالت تامّ داشت ، ولى در مقابل روايتى است كه بايد آن را بررسى كرد : و عنه ، عن النّضر ، عن عاصم ، عن محمّد بن قيس ، عن أبي جعفر عليه السلام ، قال : قضى أمير المؤمنين عليه السلام في المملوك يدعو الرجل لغير أبيه قال : أرى أن يعرى جلده . « 1 » فقه الحديث : امام باقر عليه السلام فرمود : امير مؤمنان عليه السلام در مورد مملوكى كه ديگرى را به غير پدرش خواند ، فرمود : به نظر من بايد قاذف برهنه گردد . از مجموعه‌ى كلمات صاحب جواهر رحمه الله « 2 » و ديگران استفاده مىشود : جمله « أن يعرى جلده » سه گونه نقل شده است : الف : « أن يفرى جلده » : يعنى به جاى « عين » فا باشد كه از « فرى أوداج » يعنى بريدن و قطع كردن رگ‌ها ، مشتق شده است ؛ يعنى پوستش را بكنيد . آيا مقصود كندن پوست عبد است ؟ در باب زنا حكمى با اين شدّت نداشتيم تا چه رسد به باب قذف ! ممكن است مقصود كندن لباس‌هاى عبد باشد ؛ كه اين خلاف ظاهر است ؛ زيرا ، در مورد لباس نمىگويند : « يعرى ثوبه » ؛ بلكه « ينزع ثوبه » به كار مىرود . مرحوم شيخ طوسى در كتاب استبصار « 3 » « يعرى جلده » آورده است ؛ و صاحب جواهر رحمه الله در آن دو احتمال مىدهد : « 4 » ب : از « عرى يعري » به معناى عارى بودن باشد ؛ كه به صورت فعل مجهول مضارع استعمال گشته است . يعنى بايد پوست او عارى از لباس باشد ؛ همان گونه كه در مقابل لباس‌پوشيده ، عريان است . اين معنا بر خلاف مطلوب ما دلالت دارد .

--> ( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 437 ، باب 4 از ابواب حدّ قذف ، ح 16 . ( 2 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 429 . ( 3 ) . الاستبصار ، ج 4 ، ص 230 ، ح 867 . ( 4 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 416 .