اكبر ترابى شهرضايى

294

آئين كيفرى اسلام (فارسى)

[ القذف مع كفر أمّ المقذوف ] [ مسألة 4 - لو قال للمسلم : « يابن الزانية » أو « امّك زانية » وكانت أمّه كافرة ففي رواية يضرب القاذف حدّاً ، لأنّ المسلم حصّنها ، والأحوط التعزير دون الحدّ . ] نسبت قذف با كفر مادر اگر به مسلمانى كه مادرش كافر است ، بگويند : « اى پسر زن زنا كار » ، يا گفته شود : « مادرت زنا كار است » ، روايتى بر حدّ قاذف دلالت دارد ؛ و تعليل وجوب حدّ را احصان مسلمان بيان مىكند ؛ ليكن احتياط در تعزير است ، نه حدّ . در بحث گذشته گفتيم : اگر كافرى را قذف كنند ، تعزير ثابت مىشود . در اين مقام ، كسى كه مورد قذف قرار گرفته ، مادر فرد مسلمانى است كه مادرش بر كفر باقى است ؛ بر طبق قواعد گذشته ، در قذف اين مادر بايد قاذف را تعزير كرد ؛ ليكن به سبب ورود روايتى ، شيخ طوسى رحمه الله در نهايه « 1 » و جماعتى به تبعيّت از او گفته‌اند : بايد قاذف را حدّ قذف زد ؛ زيرا ، پسر اين مادر ، مسلمان است و اسلام به مادرش عفّت و مصونيّتى عنايت كرده است . ديگران از قبيل ابن‌ادريس ، « 2 » صاحب مسالك ، « 3 » كاشف اللثام ، « 4 » و صاحب رياض رحمهم الله « 5 » معتقدند روايت قابل استدلال نيست و بايد بر طبق قاعده عمل كرد . مرحوم محقّق در شرايع « 6 » مىفرمايد : اشبه ثبوت تعزير است ؛ امام راحل رحمه الله نيز پس از اشاره به روايت ، تعزير را به عنوان احتياط مىپذيرند . پس ، بايد به بررسى روايت بپردازيم : وعنه ، عن بنان بن محمّد ، عن موسى بن القاسم وعليّ بن الحكم جميعاً ، عن أبان ، عن عبدالرّحمن بن أبي عبداللَّه ، عن أبي عبداللَّه عليه السلام ، قال : النّصرانية واليهوديّة تكون تحت المسلم فيقذف ابنها يضرب القاذف ، لأنّ المسلم قد حصّنها .

--> ( 1 ) . النهاية في مجرّد الفقه والفتوى ، ص 725 . ( 2 ) . السرائر ، ج 3 ، ص 520 . ( 3 ) . مسالك الافهام ، ج 14 ، ص 440 . ( 4 ) . كشف اللثام ، ج 2 ، ص 413 . ( 5 ) . رياض المسائل ، ج 10 ، ص 112 . ( 6 ) . شرايع الاسلام ، ج 4 ، ص 946 .