اكبر ترابى شهرضايى

249

آئين كيفرى اسلام (فارسى)

اشكال دوّم : بيشتر فقها از متقدّم و متأخّر ، فرض اوّل - « ولدت من الزنا » - را مطرح و روى آن بحث كرده‌اند ؛ چرا ايشان متعرّض آن نشده‌اند ؟ اگر يك حكم دارند ، بايد به صورت عطف هر دو را مىآورد . دليل فرض اوّل : « ولدت من الزنا » در تعبير « ولدت من الزنا » - يا به زبان فارسى « تو زنازاده‌اى » - كه اسم پدر و مادر مطرح نيست ، تولد از زنا سه صورت تصوّر دارد : 1 - زانى بودن پدر و مادر ، 2 - پدر زانى باشد و مادر مكره يا وطى به شبهه باشد 3 - بر عكس ، مادر ، زانى بوده و پدر مكره يا وطى به شبهه باشد . آن‌چه در اين‌جا قدر متيقّن است ، تحقّق نسبت زنا است ؛ و طرف نسبت نيز يكى از زن و مرد ( پدر و مادر شنونده ) و يا هر دو هستند . دو بحث مطرح است : 1 - حكم اين مسأله و فرع چيست ؟ 2 - آيا لازم است راهى پيدا كنيم تا طرف نسبت زنا معيّن شود ؟ بحث اوّل : برخى از فقها گفته‌اند : اضافه زنا به مادر بيش از پدر است ؛ زيرا ، معناى « ولدت من الزنا » اين است كه مادرت تو را از زنا زاييده و فرقى با « يابن الزانية » و « المتولّد من الزنا » ندارد . گروهى از فقها همانند شيخ طوسى رحمه الله ، « 1 » شيخ مفيد رحمه الله ، « 2 » قاضى رحمه الله « 3 » و محقّق صاحب شرايع رحمه الله در كتاب نكت النهاية ، « 4 » گفته‌اند : « ولدت من الزنا » نسبتى است كه به‌طور مستقيم به مادر توجّه پيدا مىكند ؛ زيرا ، كسى كه با ولادت سر و كار دارد ، مادر است ؛ هرچند ، پدر « والد » و به مادر « والده » مىگويند ، ولى كلمه‌ى ولادت اضافه خاصى به مادر دارد ؛ لذا ، اين اضافه‌ى بيشتر اقتضا مىكند كه اين نسبت ، توجّه مستقيم به مادر پيدا كند .

--> ( 1 ) . النهاية في مجرّد الفقه والفتوى ، ص 723 . ( 2 ) . المقنعة ، ص 793 و 794 . ( 3 ) . المهذب ، ج 2 ، ص 547 . ( 4 ) . النهاية و نكتها ، ج 3 ، ص 339 .