تقرير بحث الشيخ فاضل اللنكراني لسيدجواد حسينى خواه
106
قاعده ضمان يد (فارسى)
از اينرو ، نسبت بين قبض يد و استيلا ، عموم و خصوص من وجه است ؛ گاه انسان بر مال غير استيلا داشته و آن را در اختيار خود دارد ، امّا قبض به يد ندارد ؛ مانند استيلاى بر عقارات و حيوانات ؛ و گاه قبض يد است و استيلا تحقّق ندارد ، مثل موردى كه مالكى قوى و قدرتمند در كنار مالش هست و شخص ديگرى كه ضعيف است آن را بردارد ، در حالى كه هيچ قدرتى براى تصرّف در آن مال ندارد ؛ مواردى نيز وجود دارد كه هم قبض يد است و هم استيلا ، مانند موارد غصب كه غاصب بر مال غير هم يد دارد و هم استيلا . بسيارى از فقها ، از جمله صاحب عناوين « 1 » ، محقّق بروجردى رحمهما الله « 2 » و والد بزرگوار « 3 » « دام ظلّه » فرمودهاند : « يد » در اين حديث ، كنايه از استيلا است ؛ و يا گاه فرمودهاند كه كنايه از مستولى - كسى كه استيلاى بر مال پيدا كرده است - مىباشد ؛ « على اليد » يعنى « على المستولى » شاهد آن نيز موارد بسيار زيادى است كه كلمه « يد » به صورت كنايه از استيلا استعمال شده است ؛ از جمله آيهى شريفه « وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ . . . » « 4 » مقصود يهودىها از « يد اللَّه » اين بوده كه خداوند متعال قدرت بر انفاق و توسعهى رزق و روزى بندگانش را ندارد ؛ خداوند نيز در پاسخ به آنها بيان مىدارد كه چنين نيست . در اين آيهى شريفه ، دو مرتبه كلمه « يد » به خداوند نسبت داده شده است و در هر دو مورد ، منظور تسلّط ، استيلا و قدرت است . البته در اينجا كه خداوند متعال قصد دارد قدرت بيشترى را تفهيم كند ،
--> ( 1 ) . السيّد ميرعبدالفتّاح الحسينى المراغى ، العناوين ، ج 2 ، ص 418 . ( 2 ) . علىپناه الإشتهاردى ، تقريرات ثلاثة ، تقريراً للأبحاث السيّد حسين البروجردى ، ص 127 . ( 3 ) . محمّد الفاضل اللنكرانى ، القواعد الفقهيّة ، ج 1 ، ص 111 . ( 4 ) . سوره مائده ، آيه 64 .