تقرير بحث الشيخ فاضل اللنكراني لسيدجواد حسينى خواه
128
قاعده فراغ وتجاوز (فارسى)
ايشان فرمودهاند : « ليس معناه كلّما شككت في صحّته بعد الفراغ منه ، بل معناه أنّه كلّما شككت في وجوده جزءاً كان أو شرطاً أو نفس العمل ممّا قد مضى محلّه المقرّر الشرعي فامضه كما هو ، فيكون مفاده إعطاء قاعدة التجاوز » « 1 » . « معناى روايت شكّ در صحّت هر عملى بعد از فراغت از انجام آن نيست ؛ - همانطور كه ديگران اين چنين معنا نمودهاند - بلكه معناى آن ، و منظور از شكّ ، شكّ در وجود عمل - خواه جزء آن عمل باشد ، يا شرط آن و يا خود عمل باشد - است در مواردى كه محلّ مقرّر شرعى آن گذشته باشد ؛ كه در اين صورت ، مفاد روايت اعطاى قاعدهى تجاوز مىشود » . بنابراين ، مرحوم امام قدس سره مىفرمايد ضمير « فيه » در روايت به وجود عمل برمى گردد - خواه خود عمل باشد يا جزء و يا شرط آن - و به صحّت عمل باز نمىگردد . مناقشه در نظر امام خمينى رحمه الله : به نظر مىرسد كه ديدگاه مرحوم امام در مورد اين روايت از چند جهت دچار اشكال است : 1 - اين سخن به تقدير زيادى نيازمند است كه بر خلاف ظاهر است . 2 - واژهى « من » مذكور در روايت ، بيانيّه است و نه تبعيضيّه ؛ بنابراين ، روايت در معناى « كلّ عمل » ظهور دارد . از اين رو ، مراد روايت ، شكّ بعد العمل مىشود و روايت به قاعده فراغ مربوط مىشود ، نه تجاوز . 3 - اين كه مرحوم امام در تفسير روايت فرمودند : معناى « قد مضى » ، « قد مضى
--> ( 1 ) . الإستصحاب ، ص 320 .