تقرير بحث الشيخ فاضل اللنكراني لسيدجواد حسينى خواه
117
قاعده فراغ وتجاوز (فارسى)
شكّ است ، تعبير « مضى » نمىآيد . مقدّمه سوّم : نكتهى ديگرى كه بايستى به آن توجّه نمود ، اين است كه در بررسى روايات ، نبايد به صرف آمدن تعبير « فرغت » ، گمان شود روايت مربوط به قاعدهى فراغ است ؛ همچنان كه تعبير « تجاوز » نيز نبايد ما را فريب دهد كه روايت ناظر به قاعده تجاوز است . به نظر ما ، روايات باب بر سه دسته هستند . دسته اوّل ، رواياتىاند كه ظاهر و بلكه صريح در قاعده تجاوز هستند ؛ دسته دوّم نيز رواياتى هستند كه ظهور در قاعده فراغ دارند ؛ و دسته سوّم ، رواياتى كه هر دو احتمال در مورد آنها داده مىشود . از اين رو ، اگر از آنها بتوانيم قدر جامعى به دست آوريم ، بر هر دو قاعده فراغ و تجاوز دلالت خواهند داشت ؛ در غير اين صورت ، چنين رواياتى مجملاند . بررسى روايات بنابراين ، در مقام اثبات ، لازم است كه همهى روايات را مورد بررسى و دقّت قرار دهيم . اين روايات را به سه گروه تقسيم مىنماييم . الف ) روايات قاعده تجاوز گروه اوّل رواياتى است كه فقط بر قاعده تجاوز دلالت دارند ؛ و از آنها قاعده فراغ استفاده نمىشود . از آنجا كه بحث سندى اين روايات در مباحث پيشين ذكر گرديده است ؛ بنابراين ، در اين قسمت ، فقط بحث دلالى روايات را بيان مىكنيم . 1 - « سألته عن رجل يشكّ بعد ما سجد أنّه لم يركع ؛ قال عليه السلام : « يمضي في صلاته » « 1 » . در اين روايت ، از امام عليه السلام سؤال مىكند كه شخص بعد از انجام سجده شكّ مىكند ركوع را انجام داده است يا نه ، تكليف چيست ؟ حضرت نيز بيان مىفرمايد : نمازش
--> ( 1 ) . 1 - محمّد بن حسن حرّ عاملى ، وسائل الشيعة ، ج 6 ، باب 13 از ابواب الركوع ، ص 317 ، ح 5 .