تقرير بحث الشيخ فاضل اللنكراني لسيد جواد حسينى خواه
92
قاعده لا حرج (فارسى)
وجه دوّمى كه در مورد اثبات اين قيد وجود دارد ، مسأله قدر متيقّن است . به اين بيان كه « مَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِى الدّينِ مِنْ حَرَجٍ » و به طور كلّى قاعده لاحرج حاكم بر ادلّه اوّليه مانند « أقيموا الصّلاة ، كتب عليكم الصيام و . . . » است و آنها را تخصيص مىزند ؛ و در نتيجه ، شارع مقدّس تكاليف حرجيه را از دايره احكام و تكاليف خارج مىكند . لكن مخصِّص در اينجا مجمل است و نمىدانيم حرج شديد منظور است يا مطلق الحرج ؟ در اجمال مفهوم و دوران بين اقلّ و اكثر ، قاعده اين است كه بر قدر متيقّن كه اقلّ است ، اكتفا مىشود . بنابراين ، فقط حرج شديدى كه لايتحمّل عادة ، از ادلّه اوّليه خارج مىشود و مابقى تكاليف حرجيه تحت عموم ادلّه اوّليه باقى مىمانند . وجه سوّم : استاد عظيم الشأن ، والد محقّق و مدقّق « 1 » از راه مطلق و مقيّد وارد شده و مىفرمايند : در اينجا قاعده حمل مطلق بر مقيّد جريان دارد . به اين بيان كه منظور از « عُسر » در آيهء شريفهء « وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ » « 2 » مطلق حرج و سختى است ؛ ولى در آيهء ديگر كه مىفرمايد : « مَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِى الدّينِ مِنْ حَرَجٍ » « 3 » ، حرج ، معناى مقيّدى دارد كه همان حرج شديد است ؛ بنابراين ، در اينجا مطلق را بر مقيّد حمل نموده و مىگوئيم مراد از حرج ، مطلق الضيق نمىباشد بلكه منظور ضيق شديد است . سه اشكال بر بيان فوق اشكال اوّل اين بيان آن است كه مشكل ما در استعمال لفظ حرج مىباشد كه يك لفظ واحدى است ؛ بدين صورت كه اگر در مواردى حرج در « مطلق الضيق » و در موارد ديگر در « ضيق شديد » استعمال شد ، نمىتوان مطلق را حمل بر مقيّد نمود ؛ چرا كه مسأله حمل مطلق بر مقيّد در لفظ واحد جارى نمىشود . اشكال دوّم آن كه حمل مطلق بر مقيّد در اين دو دليل ، متفرّع بر تمام بودن فرمايش مرحوم نراقى - « عسر » اعمّ مطلق از « حرج » است - مىباشد ؛ در حالى كه توضيح داده شد
--> ( 1 ) . محمّد الفاضل اللنكرانى ، ثلاث رسائل ، ص 106 . ( 2 ) . سوره بقره ، آيه 185 . ( 3 ) . سوره حجّ ، آيه 78 .