تقرير بحث الشيخ فاضل اللنكراني لسيد جواد حسينى خواه

76

قاعده لا حرج (فارسى)

توضيح اين آيهء شريفه ذكر شده است ، لكن استدلالى به اين آيه شريفه براى قاعده لاحرج وجود ندارد . اين نكته باعث مىگردد كه گفته شود : « مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مّنْ حَرَجٍ » همانند آيهء شريفه : « مَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِى الدّينِ مِنْ حَرَجٍ » نيست تا از آن ضابطه و قاعده‌اى كلّى استنباط گردد ، بكله فقط به محدودهء وضو و غسل مربوط مىشود . بنابراين ، عدم استدلال ائمّه معصومين عليهم السلام به اين قسمت از آيهء شريفه در روايات ، سبب مىگردد كه عنوان تعليلى بودن آيهء شريفه موهون و مخدوش گردد و در نتيجه ، نمىتوان گفت كه اين قسمت از آيهء شريفه يك تعليل كلّى است و در موارد ديگر - غير از وضو و غسل - جريان دارد . نكتهء دوّم : آن چه كه ما از ميان احتمالات موجود در آيهء شريفه ترجيح داديم ، اين بود كه « مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مّنْ حَرَجٍ » فقط مربوط به تيمّم است و شامل وضو و غسل نمىشود . ممكن است كسى اشكال كند كه در تيمّم دو جهت وجود دارد : يكى نفى وجوب وضو يا غسل و ديگرى طهارت ترابيّه ؛ « مَا يُرِيدُ اللَّهُ . . . » فقط قسمت اوّل كه نفى وجوب وضو يا غسل است را اثبات مىكند و طهارت ترابيّه از ادامه آيهء شريفه كه بيان مىكند « وَلكِن يُرِيدُ لِيُطَهّرَكُمْ » استفاده مىشود . بنابراين ، قاعده لاحرج فقط نافى حكم است و به لسان خودش ، مثبت تكليف حكم شرعى نيست . به نظر مىرسد اين بيان تمام نيست و « مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مّنْ حَرَجٍ » متكفّل بيان هر دو جهت مىباشد ؛ چه آن كه اگر خداوند در ادامه آيه ، جمله « وَلكِن يُرِيدُ لِيُطَهّرَكُمْ » را نيز بيان نمىفرمود ، جمله ناقص نمىشد و مقصود كامل را مىرساند . نكته ديگر آن كه چرا در تيمّم مسأله مسح سر و پا بيان نشد و فقط مسح دست و صورت لازم شد ؟ در پاسخ مىتوان گفت : شارع مىفرمايد : علّت آن‌كه تيمّم را آسان قرار دادم ، اين است كه نمىخواهم براى شما حرج باشد ؛ و گرنه شارع مىتوانست بفرمايد كه اگر آب نبود و يا استفاده از آن براى شما ضرر داشت ، لازم است طهارت ترابيه ( تيمّم ) داشته باشيد و بايد تمام بدن را با زمين مسح كنيد . لكن خداوند