تقرير بحث الشيخ فاضل اللنكراني لسيد جواد حسينى خواه
113
قاعده لا حرج (فارسى)
يكسال مدّتى را امساك كند و غذا نخورد ؛ در عمر خود يك سفر طولانى دارد كه عبد بايد به آن سفر برود ؛ اگر دشمنى قصد تعرّض به جان و يا مال او را داشت لازم است كه در مقابل آنها به دفاع برخيزد و تكاليفى ديگر شبيه به اين موارد ؛ در اين صورت ، خردمندان چنين مولايى را مورد سرزنش قرار نمىدهند كه تكاليفى حرجى بر عبدش جعل كرده است ؛ بلكه اين روش را عقلايى و بهترين رفتار مىدانند . حال ، چگونه است كه در مورد تكليفهاى الهى اشكال مىشود ؟ شارع مقدس و حكيم على الاطلاق نيز همانند اين تكاليف را در شريعت بيان كرده است ؛ به عنوان مثال ، مىفرمايد : اگر مكلّفى در طول عمرش مستطيع شد ، واجب است كه به سفر حجّ برود ؛ در صورت مستطيع نشدن نيز حجّ بر او واجب نخواهد بود و يا در طول سال يك ماه رمضان را روزه بدارد و . . . مرحوم ميرفتّاح در ادامه پاسخ خود مؤيّدى را نيز ذكر مىكند مبنى بر آن كه ديده مىشود افراد متديّن و متعبّد به دين اسلام ، تمامى تكاليف الهى را بجا مىآورند و حتّى علاوه بر انجام تكاليف واجب و ترك محرّمات ، مستحبّات را نيز انجام مىدهند ؛ با اين وجود ، در زندگى متعارفشان هيچ خلل و نقصانى به وجود نمىآيد . بنابراين ، فرامين الهى ، تكاليفى حرجى نمىباشند . « 1 » سپس ايشان حدود چهل مورد از مواردى كه در شريعت مبتنى بر قاعده لاحرج است را ذكر مىكند ؛ از قبيل : عدم نجاست كرّ با ملاقات نجس ، عفو از خون جراحت و زخم ، عفو از مادون بقلى ، عدم لزوم احتياط در شبهات غير محصوره ، طهارت مخالفين و حليّت ذبائح آنان ، صحّت معاطات ، جواز تيمّم للمتضرّر بالماء ، عدم لزوم خمس در هبه و . . . ؛ سپس در پايان اين قسمت آوردهاند : پارهاى از اين فروعات را از طريق استنباط مىگوئيم مبتنى بر لاحرج است و پارهاى ديگر با اجماع ، يا ضرورت و يا نصّ ، لاحرجى بودن آن درست مىشود .
--> ( 1 ) . السيّد ميرعبدالفتّاح الحسينى المراغى ، پيشين ، ص 298 .