تقرير بحث الشيخ فاضل اللنكراني لسيد جواد حسينى خواه

111

قاعده لا حرج (فارسى)

بنابراين ، ضرورت اين كه عملى در ميان مردم متعارف باشد ، آن را از حرجى بودن خارج نمىكند و اين تكاليف موجود نيز به جهت ضرورت در ميان مردم متعارف است . بيان دوّم ايشان آن است كه در مورد حرجى بودن يك تكليف ، نبايد به ظاهر آن توجّه شود ؛ بلكه ملاك در حرجى بودن احكام مقدار مصلحتى است كه بر آن تكليف مترتّب مىشود . به عنوان مثال : اگر مولايى به عبدش بگويد كه براى بدست آوردن مالى اندك - مثلًا ده هزار تومان - لازم است چند روز راه به روى و مسافت زيادى را طى كنى ، عرف خواهد گفت اين تكليف حرجى است ؛ و يا اگر به كسى بگويند براى تحصيل مالى اندك بايد از شب تا صبح بيدار باشى ، چنين تكليفى حرجى است ؛ امّا اگر گفته شود در مقابل بيدارى شب تا صبح ، مقامات عظيم اخروى وجود دارد ، شخص با رضايت خاطر و بدون احساس سختى آن را انجام خواهد داد و هيچ مشقّت و حرجى هم براى او وجود نخواهد داشت . بنابراين ، ملاك در حرجى بودن صورت العمل نيست ؛ بلكه ملاك غاية العمل است و اگر تكليفى متناسب با غايت و هدفش باشد ، حرجى نخواهد بود . « 1 » اشكال بيان دوّم مرحوم صاحب فصول اين است كه ترتّب غايت و هدفى بزرگ ، فعل را از حرجى بودن خارج نمىكند ؛ هدفدار بودن عمل ، فقط اين اثر را دارد كه انسان به جهت لطف و عنايتى كه از طرف خداوند متعال به او خواهد شد و در آخرت از مقامات والايى برخوردار مىگردد ، فعل حرجى را تحمّل نموده و آن را انجام مىدهد . بنابراين ، اين بيان صاحب فصول رحمه الله كه ملاك غاية العمل است نيز صحيح نمىباشد . بيان و جواب سوّمى كه مرحوم صاحب فصول براى دفع حرجى بودن جهاد بيان مىكند ، اين است كه جهاد براى كسانى كه از حالت نفسانى ترس برخوردارند ، حرجى است ؛ و ليكن اين امر براى كسى كه داراى چنين حالت نفسانى نيست ، حرجى نخواهد بود . از اين رو ، منشأ حرجى بودن جهاد ، وجود حالت نفسانى خوف و ترس است و حال آن كه در باب تكاليف ، حالت نفسانى مكلّفين نبايد مدّنظر قرار گيرد . « 2 »

--> ( 1 ) . محمّدحسين الحائرى الاصفهانى ، پيشين ، ص 334 . ( 2 ) . همان ، ص 335 .