الشيخ فاضل اللنكراني

74

بررسى فقهى تلقيح مصنوعى (فارسى)

مناقشهء استدلال به روايت به نظر مىرسد استفادهء چنين اطلاقى از روايت ، مشكل و ناتمام باشد ؛ زيرا : اولًا : در كلام امام عليه السلام ، استقرار به خود رجل نسبت داده شده و مىفرمايد : « رجل أقرّ نطفته في رحم . . . » . بنابر اين ، ولو آن كه اطلاق مذكور را بپذيريم و استقرار را مقيّد به مباشرت و مقاربت نكنيم ، امّا باز هم همهء فرض‌هاى شكل دوّم تلقيح مصنوعى را شامل نخواهد بود ؛ زيرا اگر دلالت روايت را براى كسى كه خودش با وسيله و ابزارى ، نطفهء خود را در رحم ديگرى قرار دهد ، تمام بدانيم ، لااقل مواردى هست كه قطعاً از مورد اين روايت خارج است ؛ مانند : 1 . آنجا كه ديگران نطفهء مرد را در رحم زن اجنبيّه قرار دهند و خود مرد نيز از اين عمل اطّلاع دارد . در اينجا بعيد است بتوانيم اطلاق روايت را مشمول اين مورد بدانيم . 2 . اگر مورد قبل را نيز مشمول اطلاق روايت بدانيم ، لااقل در جايى كه مرد متوجّه نباشد نطفهء او را در رحم زنى اجنبيّه قرار داده‌اند و هويّت او مشخص نباشد ، ديگر به هيچ وجه نمىتوانيم اطلاق روايت را شامل آن بدانيم . مردى كه خبر ندارد نطفهء او را در رحم چه كسى قرار مىدهند و زن هم نمىداند كه اين نطفه براى چه كسى است ، آيا اين مرد مشمول « اشدّ الناس عذاباً يوم القيامة » مىباشد ؟ مثال روشن آن مسأله‌اى است كه در كتاب الحدود آمده ، كه مردى با