الشيخ فاضل اللنكراني

75

بررسى فقهى تلقيح مصنوعى (فارسى)

زن خود نزديكى مىكند و سپس اين زن با زن ديگرى مساحقه كرده و نطفهء مرد در رحم زن ديگر قرار مىگيرد . در اينجا به هيچ وجه نمىتوانيم بگوييم اين زنِ مساحقه كننده ، يا شوهر او ، به حكم اين روايت ، مشمول « اشدّ الناس عذاباً يوم القيامة » هستند . ثانياً : در كنار اطلاق مذكور ، اين احتمال نيز وجود دارد كه روايت خصوصيّتى را براى استقرار نطفهء ناشى از مقاربت قائل است ، به طورى كه فرضِ مقاربت ميان زن و مرد ، در روايت مفروغ عنه بوده ، لذا بدان اشاره نشده است . به عبارت ديگر ، روايت ظهور در اين دارد و يا لااقل ما احتمال اين خصوصيّت را مىدهيم كه براى مسئلهء مقاربت يك موضوعيّتى قائل باشد و به صرف اينكه مرد نطفهء خود را در رحم زن بيگانه قرار داد ، ولو بدون مقاربت ، مشمول اشديّت عذاب قرار نگيرد . روشن است كه اگر مرد و زن بيگانه با هم زنا كردند و مرد ، نطفهء خود را در رحم او قرار داد ، اين بچه عنوان ولد الزنا پيدا مىكند . امّا در جايى كه مقاربتى نيست و فقط با ابزار و وسائل ، نطفه را مىگيرند و در رحم زن اجنبيّه قرار مىدهند و زنايى وجود ندارد ، ولو آن كه بگوييم كه اين كار حرامى است ، اما فرزند آنها ولد الزنا نمىشود ، بلكه ولد حرام است . بنابراين ، اگر براى مقاربت و نزديكى و زنا موضوعيّت وجود دارد ، يا لااقل احتمال خصوصيّت داديم ، همين احتمال كافى است براى اينكه نتوانيم آن اطلاق و ملاك كلى را استنباط كنيم .