الشيخ فاضل اللنكراني

53

دفاع از حريم قرآن (فارسى)

ننموده است كه اين كلام رسول خدا صلى الله عليه و آله به عنوان وحى قرآنى بوده است ، لكن عمر گمان كرده است كه وحى قرآنى است و به پيامبر صلى الله عليه و آله عرض كرد كه در كتاب آن را بنويسم ؟ پيامبر به او پاسخى نفرمود . « 1 » اهل سنت گمان كرده‌اند كه اين حكم و كلام پيامبر صلى الله عليه و آله به عنوان آيه قرآن مطرح بوده است ، لكن تلاوت و قرائت آن منسوخ شده است ، اما حكم آن باقى مانده است . بر اين عقيده ايرادات مهمى وارد شده است ، به قرار ذيل : ايراد اوّل : نسخ از هر نوعى كه باشد نياز به ناسخ دارد و در اين موارد ناسخى وجود ندارد . ايراد دوّم : در محل خودش ثابت است كه نسخ فقط در محدوده احكام شرعيه جريان دارد و تلاوت عنوان شرعى را ندارد . البته از اين ايراد برخى از علماء آنان پاسخ داده‌اند « 2 » كه مراد از تلاوت ، وجود خارجى آن نيست ، بلكه مراد جواز تلاوت است كه يكى از احكام شرعيه است . ايراد سوّم : چه فايده‌اى در اين نوع از نسخ وجود دارد كه تلاوت منسوخ شود اما اصل حكم كه مدلول آيه است باقى بماند ؟ ايراد چهارم : مهم‌ترين ايراد را مرحوم محقّق خوئى بيان داشته‌اند ، به اين صورت كه اگر اين نسخ تلاوت در زمان حيات پيامبر صلى الله عليه و آله به دستور آن حضرت واقع شده باشد ، گر چه اين ملازم با تحريف نيست ، اما چون رواياتى كه دلالت بر اين مطلب دارد يا حمل بر اين نظريه مىشود عنوان خبر واحد را دارند لذا كفايت در اعتماد نمىكنند ، مضافاً بر اين كه در برخى از اين روايات آمده است كه اين نوع نسخ بعد از زمان پيامبر صلى الله عليه و آله

--> ( 1 ) . محلى ابن حزم ، ج 1 ، ص 235 . ( 2 ) . الاحكام آمدى 3 / 155 .