الشيخ فاضل اللنكراني

27

فاطمه (ع) و فاطميه (فارسى)

فاطمه عليها السلام زنى است كه در اوج مظلوميت و با وجود مصائب فراوان ، خصوصاً مصيبت از دست دادن پيامبر صلى الله عليه و آله و در شرائط بسيار حسّاس كه بشر عادى حتّى قادر بر تكلّم معمولى نيست ، در حضور حكّام و بزرگان قوم آنچنان خطبه‌اى « 1 » ايراد مىكند كه خردمندان از درك آن عاجزند كه چگونه يك زن در چنين موقعيّتى بتواند اين‌گونه مستدل و محكم سخن گويد ، آن هم مطالبى بسيار مهمّ و مربوط به توحيد و نبوّت و امامت و نيز سرزنش كسانى كه به حكم راحت طلبى و زندگى آرام ، وظيفه الهى خود را ترك و در برابر ظلم ديگران سكوت نموده‌اند . آرى ، بايد اعتراف نماييم كه مع الأسف بعد از گذشت يكهزار و چهارصد سال ، نتوانسته‌ايم آن گوهر بىنظير را بشناسيم و از آن تأسف‌آورتر ، آن‌كه جهل و نادانى و چه بسا هواهاى نفسانى و فريب افكار به ظاهر جديد خوردن ، سبب آن گرديده كه برخى كوردلان ، مقامات آن حضرت را مورد ترديد قرار دهند .

--> خوارزمى : 59 و 71 ، شرح نهج‌البلاغة ابن أبيالحديد 6 : 49 - 50 . تفسير فرات كوفى : 246 ح 331 - 333 ، مقتل الحسين عليه السلام ابن أعثم كوفى : 172 ، تفسير عيّاشى 2 : 303 ح 120 ، عيون أخبار الرضا عليه السلام 1 : 42 ح 2 ، أمالى مفيد : 116 ح 9 ، إرشاد مفيد 2 : 15 ، 97 - 98 ، مناقب ابن شهرآشوب 4 : 36 و 51 ، الاحتجاج 1 : 417 ، 419 - 420 و ج 2 : 23 ، بحارالأنوار 8 : 13 ح 12 ، و ج 27 : 204 ح 7 و ص 207 ح 15 و 16 ، و ج 44 : 49 ح 5 و ص 90 ح 4 و ص 206 ح 2 ، و ج 45 : 6 و 139 ، احقاق الحق 4 : 288 ، و ج 9 : 124 و 199 . ( 1 ) . منابع آن در ص 21 پاورقى 2 بيان شد .