الشيخ فاضل اللنكراني

254

اخلاق فاضل (فارسى)

وقتى زمان رسول خدا ( ص ) را از فاصل بعثت تا زمان رحلت ايشان ( 23 سال ) ملاحظه مىكنيم ، مىبينيم چنين نبود كه تا حضرت مبعوث شد ، مجموع احكام اسلام را به صورت يك قانون مدوّن و لازم‌الاجرا در همان روز اول براى مسلمانان بيان كرده باشد ، حتّى بعضى از احكام در سال آخر مطرح شد ؛ مانند حجّ تمتّع كه در

--> إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَهءِ وَ الْمَوْعِظَهءِ الْحَسَنَهءِ ، وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِى هِى أَحْسَنُ ) . مرحلهء بعد كناره‌گيرى از معاشرت و سخن گفتن با كفار : خداوند متعال به مؤمنان دستور داد در دين و رفتار خود از كافران كناره گيرى كنند و در تشكيل مجتمع اسلامى كفار را جزو خود ندانند و دين هيچ كس ديگر را كه معتقد به توحيد نيست با دين خود مخلوط نسازند و عمل هيچ غير مسلمان را - البته اگر معصيت يا رذيله‌اى از رذائل اخلاقى باشد - با اعمال خود مخلوط نكنند مگر آن مقدارى را كه ضرورت زندگى آن را ايجاب كند ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّى وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ ، تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّهءِ ، وَ قَدْ كَفَرُوا بِما جاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ . . . ) ، و ( لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِى الدِّينِ ، وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ ، أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ ) ، ( إِنَّما يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قاتَلُوكُمْ فِى الدِّينِ وَ أَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ وَ ظاهَرُوا عَلى إِخْراجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ) ؛ هان اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ! دشمن خدا و دشمن خود را دوست خود مگيريد ، آيا دست دوستى به آنان مىدهيد با اين‌كه نسبت به دين حقى كه براى شما آمده كفر مىورزند ؟ . . . خداى تعالى شما را از اين عمل نهى نمىكند كه نسبت به كسانى كه كافر نيستند ولى نه با شما قتال كردند و نه شما را از ديارتان بيرون نمودند ، خوبى كنيد و به عدالت رفتار نماييد ، خداى تعالى عدالت‌پيشگان را دوست مىدارد ، تنها شما را از اين عمل نهى مىكند كه نسبت به كفارى كه با شما قتال كردند و از ديارتان بيرونتان كردند و در بيرون كردن شما يكديگر را كمك كردند ، دوستى كنيد و از شما هر كس آنان را دوست بدارد ، خود او نيز ستمكار است . ( سورهء ممتحنه ، آيهء 1 - 9 ) و آيات قرآنى در معناى تبرّى و كناره‌گيرى از دشمنان دين بسيار است كه در واقع معناى تبرّى و كيفيت و خصوصيت آن را بيان مىكند . مرحلهء سوم جهاد و توسل به زور - كه همان جهاد اسلامى است - اين سه مرحله يكى از خصايص دين اسلامى و از افتخارات آن است و مرتبهء اول كه همان دعوت زبانى بود لازمهء دو مرحلهء ديگر و مرحلهء دوم كه كناره‌گيرى بود لازمهء مرحلهء سوم است ، همچنان كه مىبينيم سيره و رفتار رسول خدا ( ص ) در هر جنگى ، اول دعوت و موعظه به زبان بود و اين دستورى بود كه خداى تعالى به او داد : ( فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ آذَنْتُكُمْ عَلى سَواءٍ ) ؛ اگر روى گرداندند بگو : من به طور عادلانه به شما اعلام مىكنم . ( سورهء انبيا ، آيهء 109 ) و يكى از سخنان بسيار نادرست تهمتى است كه به اسلام زده‌اند و گفته‌اند : اسلام دين زور و شمشير است ، نه دين دعوت . با اين‌كه قرآن كريم و سيرهء رسول خدا ( ص ) و تاريخ به مراحل سه‌گانهء دعوت اسلام ، شهادت مىدهد و آن را روشن مىكند . ( ترجمه الميزان ، ج 4 ، ص 247 )