الشيخ فاضل اللنكراني
252
اخلاق فاضل (فارسى)
در روز اوّل به همان « قولوا لا إله الا الله تفلحوا » كه مربوط به نفى صلاحيّت بتها براى عبادت و همچنين انحصار اين صلاحيت در خداوند تبارك و تعالى است ، بسنده شده است و هر زمانى مصلحت اقتضا مىكرد كه حكمى نازل و اجرا شود ، در آن زمان حكم مىآمده است . « 1 »
--> ( 1 ) . رسول خدا ( ص ) براى تمامى بشر مبعوث بود ، بدون اينكه دينش انحصارى و دعوتش به قوم يا به مكان و زمان معينى اختصاص داشته باشد . دليل اين عموميت ، آيات قرآن مانند اين آيه است كه مىفرمايد : ( قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّى رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً الَّذِى لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ) . بگو : اى مردم ! من فرستادهء خدا به سوى همگى شما هستم ، خدايى كه فرمانروايى آسمانها و زمين از آن او است . ( اعراف ، آيه 158 ) خداى سبحان به ايشان دستور مىدهد براى اينكه زير بار سنگين رسالت از پاى در نيايند ، طريق رفق و مدارا را پيش بگيرد و به تدريج به سوى هدف قدم بر دارد تا هم دعوتش و هم دين خدا كه به سويش دعوت مىكند بهتر پيش برود و هم مردمى كه آنان را دعوت مىكند پذيراتر شوند . به همين دليل پيامبر گرامى اسلام ( ص ) راه رفق و مدارا و تدريج را در پيش گرفت . براى اين حقيقت ، در سيرهء رسول خدا ( ص ) و ائمهء طاهرين : مظاهر بسيارى ديده مىشود و پروردگارش نيز او را به همين روش دستور داده است . ايشان اين دستور را از سه جهت صادر فرموده اند : اول ؛ از جهت معارف حقيقى و قوانين تشريع شده : مسألهء زدودن عقايد باطل يك ملت و جايگزين كردن عقايد حقه در ميان آنان ، از دشوارترين كارها است ، مخصوصاً وقتى آن عقايد باطل در اخلاق و اعمال آنان ريشه دوانده و عادات و رسومى بر آن عقايد مستقر شده باشد و مردم - نسل در نسل - قرنها داراى اخلاق ، اعمال ، عادات و رسومى باشند كه همه از عقايدى باطل منشأ گرفته باشد ، خصوصا زمانى كه دعوت دين ، عمومى باشد و بخواهد در تمامى شئون زندگى آن ملت بروز كند وآنقدر فراگير باشد كه همهء حركات و سكنات ظاهر و باطن ، شب و روز ، فقير و غنى افراد جامعه را بدون استثنا فرا گيرد ، همچنان كه دعوت اسلام چنين است و معلوم است كه تصور ايجاد چنين انقلابى در آنان چقدر دهشت آور است ! دوم ؛ از جهت اعمال : انس و عادت بشر به رفتار خود و نيازش به آن ، زيادتر و مقدم بر اعتقادات او است ، علاوه بر اينكه عمل براى او محسوستر است و چنانچه عقايد و اعمالش رو به روى يكديگر قرار گيرند ، اگر اعمالش با شهواتش مطابق باشد ، عمل را بر عقايد مقدم مىدارد ؛ مثلًا فلان زناى لذتبخش را و هر چند با عقايدش سازگار نباشد - مرتكب مىشود ، به همين جهت است كه مىبينيم دين اسلام در همان روزهاى اول همهء عقايد حقه را يك جا پيشنهاد كرد و هيچ ترسى به خود راه نداد ؛ ولى قوانين و شرايع مربوط به اعمال را يك جا بيان نكرد ، بلكه در طول بيست و سه سال نزول وحى ، به تدريج بيان فرمود . دشوارى اين امر و مشقت آن در اعمال بيشتر از اعتقادات است . به عنوان مثال ، تحريم مىگسارى توسط شارع مقدس اسلام تدريجى بوده است : مردم به خاطر