الشيخ فاضل اللنكراني
24
اخلاق فاضل (فارسى)
مىماندم تا چنين شرمسار نمىشدم ؛ ولى گريزى نيست ؛ حقايق در لسان ائمهءهدى : بدون هيچ پرده و حجابى مطرح شده و بايد همچنين باشد . زعماى تشيع ، به اين دليل كه با كسى خورده حسابى نداشتند ، نه بىجهت به كسى عنايت داشتند و نه بغض كسى را در دل مىپروراندند ، هيچ گاه در بيان حقايق ، مبهم گويى نمىكردهاند . هدفشان هدايت جامعه و ارشاد تودههاى مردم بوده است . حداقل ثمرهء اين ارتباط آن است كه با دقت و تأمل در روايات و استفادهء مطالب و كسب معارف - كه در برخورد اوليه حاصل نمىشود - احساس نشاط و سرور عجيبى به انسان دست مىدهد . اين روايات به منزلهء اقيانوسى است كه : « فيها ما تَشْتَهيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ » ؛ « 1 » آنچه دلها مىخواهد و چشمها از آن لذّت مىبرد در آن موجود است . وقتى در روايات دقت كنيم ، مقبول قلب و عقل واقع مىشود ؛ گويى اين مطالب در فطرت انسان و در باطنِ عقل سليمِ او بوده و اين بزرگواران از آنها پرده برداشتهاند . « 2 » مثلًا در نهجالبلاغه مىخوانيم وقتى همام با اصرار از اميرالمؤمنين ( ع ) تقاضا مىكند كه : « تقواپيشگان را براى من توصيف كنيد » ، « 3 » حضرت ابتدا از توصيف خوددارى مىكنند « 4 » ؛ چراكه عاقبت كار را مىديدند ؛ اما بعد از آن كه همام اصرار مىكند ،
--> ( 1 ) . زخرف ، آيه 71 . ( 2 ) . عَنِ الْهَرَوِى قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ عَلِى بْنَ مُوسَى الرِّضَاه 8 يَقُولُ : . . . فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ كَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا . . . . ( بحار الأنوار ، ج 2 ، باب 9 ، ص 26 ) از عبدالسّلام بن صالح ابوالصّلت هروى نقل شده كه : از حضرت ابو الحسن على بن موسى الرّضا 8 شنيدم كه فرمود : . . . اگر مردم ، نيكويى و محاسن سخنان ما را بدانند قطعاً از ما پيروى ( و طبق آن عمل ) مىكنند . ( 3 ) . . . . يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ! صِفْ لِى الْمُتَّقِينَ حَتَّى كَأَنِّى أَنْظُرُ إِلَيْهِمْ ؛ ( نهج البلاغه ، خ 193 ، ص 303 ) اى اميرمؤمنان ! پرهيزكاران را براى من آنچنان توصيف كن كه گويى آنان را با چشم مىنگرم . ( 4 ) . فَتَثَاقَلَ ( ع ) عَنْ جَوَابِه ثُمَّ قَالَ يَاهَمَّامُ ! اتَّقِ اللَّهَ وَأَحْسِنْ فَإِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَالَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ . فَلَمْ يَقْنَعْ هَمَّامٌ بِهَذَاالْقَوْلِ حَتَّى عَزَمَ عَلَيْهِ ، فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ صَلَّى عَلَى النَّبِى عليه وآله السلام ثُمَّ قَال : . . . ، سپس فرمود : « اى همّام ! از عذاب خداوند بترس و نيكوكار باش كه خداوند با پرهيزكاران و نيكوكاران است » امّا همّام دستبردار نبود و اصرار ورزيد تا آنكه امام ( ع ) تصميم گرفت صفات پرهيزكاران را بيان فرمايد . پس خداوند را سپاس و ثنا گفت و بر پيامبرش درود فرستاد ، و فرمود : . . .