الشيخ فاضل اللنكراني
189
اخلاق فاضل (فارسى)
لازم نيست كه « نفْس » به « روح » تفسير شود كه بهوسيلهء روح ، خداوند شناخته شود ؛ بلكه هر كدام از اين نعمتهاىِ جسمىِ ظاهرى ، دليل و راهنماى خوبى براى معرفت خداوند تبارك و تعالى است و انسان زمانى كه اين نعمتها را از دست داد ارزش آنها را درك مىكند . « 1 » اميرمؤمنان على ( ع ) در اين روايت مىفرمايد : علم همانند بدن انسان است ، همانگونه كه انسان اعضا و جوارحى دارد و هر كدام از آنها نقشى را ايفا مىكند و نيازى از او را بر طرف مىكند ، علم نيز ملزوماتى دارد كه هر كدام از آنها براى وجود علم ضرورى است . « فَرأسُهُ التَّوَاضُعُ » ؛ سر علم تواضع است . حضرت مىفرمايد : ارزش و حقيقت علم به اين است كه همراه با تواضع باشد . اين نكتهء بسيار مهمى است ؛ چراكه سر نسبت به بقيهء اعضا از اهميت بيشترى برخوردار است و ركن بدن محسوب مىشود . در حقيقت اگر بدن سر نداشته باشد ديگر چه ارزشى مىتواند داشته باشد ؟ ! « 2 » از اين تعبير مشخص مىشود كه علم بدون تواضع ؛ مانند بدن بىسر ارزشى ندارد . كسانى كه بهرهاى از دانش بردهاند ولى به جاى تواضع ، تكبر مىورزند و چون چند كلمه و اصطلاح ياد گرفتهاند توهم مىكنند كه حسابشان از ديگران جدا شده و بايد از خط ويژه عبور كنند نه از مسير عمومى ، بىشك تصور اين افراد صحيح
--> ( 1 ) . عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِى عليهم السلام قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ عليه وآله السلام : نِعْمَتَانِ مَكْفُورَتَانِ الْأَمْنُ وَ الْعَافِيَهء . ( الخصال ، ج 1 ، ص 34 ) ارزش دو نعمت از نظر مردم پوشيده است : امنيت و تندرستى . عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ( ع ) قَالَ : النَّعِيمُ فِى الدُّنْيَا الْأَمْنُ وَ صِحَّهءُ الْجِسْمِ وَ تَمَامُ النِّعْمَهءِ فِى الْآخِرَهءِ دُخُولُ الْجَنَّهءِ وَ مَا تَمَّتِ النِّعْمَهءُ عَلَى عَبْدٍ قَطُّ لَمْ يَدْخُلِ الْجَنَّهء . ( معانى الأخبار ، باب نوادر المعانى ، ص 379 ) نعمت در دنيا امنيّت و سلامت جسم است و تمام نعمت در آخرت ورود به بهشت است و تا بندهاى داخل بهشت نشود هرگز نعمتى بر او كامل نمىگردد . ( 2 ) . قَالَ اميرالمومنين ( ع ) : . . . وَ لَا خَيْرَ فِى جَسَدٍ لَا رَأسَ لَه ( بحار الأنوار ، ج 2 ، باب 16 ، ص 115 ) . . . و بدنى كه سر نداشته باشد هيچ استفاده اى در آن نخواهد بود . اين تشبيه ائمه معصومين عليهم السلام نسبت به صبر ، تقيه و . . . مىباشد .