الشيخ فاضل اللنكراني
146
اخلاق فاضل (فارسى)
بايد مراقب بود . جدّاً دلبستگى به اين دنيا چه ارزشى دارد ؟ ! آيا بهتر نيست كه به معنويّات توجه كنيم ، به جايى توجه كنيم كه عاقبت همهء ما به آنجا منتهى مىشود . ببينيد در طول اين چند سال چه بزرگانى را با آن همه شخصيت و موقعيتى كه از نظر دنيايى و كمالات معنوى پيدا كردند از دست داديم . آنان با يك عمر زحمت و تلاش وكسب علم و تقوا به مراتبى از فضيلت و مقامات معنوى رسيدند و با دست پر از اين دنيا رفتند ، ما نيز بايد سعى كنيم كه به هنگام رفتن دست خالى نباشيم . هركس خود را بهتر از ديگران مىشناسد و موقعيّت خود را به خوبى درك مىكند ، ( بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصيرَهءٌ ) « 1 » در مواقعى كه تنها مىشود و دربارهء خود مىانديشد ، بايد توجه كند كه تا چه حدّى پيش رفته است . بنابراين ، نبايد خوشبينى و حسن ظنِّ ديگران او را فريب دهد . نبايد با آن ديدى كه مردم ، طبق لطف الهى و وظيفهء شرعى با حسن ظن به او نظاره مىكنند به خودش نگاه كند . احترامى كه مردم به انسان مىگذارند ، دستبوسىها ، تجليلها و تكريمها ، واقعيّات را عوض نمىكند . « 2 » اگر خداى ناكرده
--> ( 1 ) . بلكه انسان خودش از وضع خود آگاه است . ( قيامت ، آيه 14 ) عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَاسِينَ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ( ع ) يَقُولُ : مَا يَنْفَعُ الْعَبْدَ يُظْهِرُ حَسَناً وَ يُسِرُّ سَيِّئاً أَ لَيْسَ إِذَا رَجَعَ إِلَى نَفْسِهِ عَلِمَ أَنَّهُ لَيْسَ كَذَلِكَ وَ اللَّهُ تَعَالَى يَقُولُ : ( بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَهءٌ ) . إِنَّ السَّرِيرَهءَ إِذَا صَلَحَتْ قَوِيَتِ الْعَلَانِيَهء . ( أمالى المفيد ، ص 214 ، المجلس الرابع و العشرون ) محمد بن ياسين مىگويد : از امام صادق ( ع ) شنيدم فرمود : اين كه انسان كار نيك خود را ظاهر و آشكار مىسازد [ و آن عمل را به مردم نشان مىدهد ] و عمل زشت و بد خويش را پنهان مىكند چه سودى براى او دارد ؟ در حالى كه خداى متعال مىفرمايد : بلكه انسان بر نفس خويش آگاه و بينا است ( و از قصد و نيت خود مطلع است ) همانا هر گاه باطن از معايب سالم و نيت خالص باشد ظاهر اعمال هم قوى و سالم از عيب خواهد بود . ( 2 ) . عن ابى عبدالله ( ع ) : يا هِشَامُ ؛ لَوْ كَانَ فِى يَدِكَ جَوْزَهءٌ وَ قَالَ النَّاسُ : لُؤْلُؤَهءٌ مَا كَانَ يَنْفَعُكَ وَ أَنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهَا جَوْزَهءٌ وَ لَوْ كَانَ فِى يَدِكَ لُؤْلُؤَهءٌ وَ قَالَ النَّاسُ : إِنَّهَا جَوْزَهءٌ مَا ضَرَّكَ وَ أَنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهَا لُؤْلُؤَهء . ( بحار الأنوار ، ج 1 ، باب 4 ، ص 136 ) اى هشام ! اگر در دست تو گردويى باشد و مردم بگويند : مرواريد است به تو نفع و سودى نمىرساند در حالى كه مىدانى آن گردو است و اگر در دستت مرواريد باشد و مردم بگويند : گردو است ، ضرر و زيانى به تو نمىرسد در حالى كه مىدانى آن مرواريد است ( خلاصه ، عاقل به مدح و ستودن مردم مغرور نشده ، فريب نمىخورد ، و به ثنا و ستايش ايشان افتخار نمىكند ؛ زيرا مدح و ثناى آنان در بيشتر مواقع از روى حقيقت و درستى نبوده و نيست ) .