الشيخ فاضل اللنكراني - الشيخ شهاب الدين الإشراقي

33

حماة الوحي (پاسداران وحى) (فارسى)

همين اندازه هست ، كه با جانشين خود ؛ عمر بن خطاب ، در ندانستن مفهوم « الابّ » در « وَ فكِهَةً وَ أَبًّا * مَّتعًا لَّكُمْ وَ لِأَنْعمِكُمْ » ، « 1 » كه به معناىِ « علف » يا « چراگاه » است و حتّى عرب باديه‌نشين نيز مىفهميد ، شريك بوده است . و در پاسخِ مفهوم آيه‌اى عاجزانه گفته است : اگر دربارهء كلام خداوند چيزى بگويم كه مراد نبوده باشد ، از كيفر خداوند به كجا توانم گريخت ؟ يا زير سقف كدام آسمان توانم زيست ، كدام زمين مرا در خود جاى خواهد داد و كجا توانم رفت ؟ و آن‌گاه چه كنم ؟ « 2 » آيا مىتوان پذيرفت كه پيامبر حكيم و مهربانى كه خداوند در توصيف او فرموده است : « عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَّحِيمٌ » . « 3 » هر رنجى ببريد ، بر او گران است ، بسيار خواستارِ [ هدايتِ ] شماست ، با مؤمنان ، مهربانى بخشاينده است » . با توجّه به اين دانسته‌ها و مقدّمات بسيار روشن ، مردمِ تازه مسلمان را به حال خود رها كرده و مرجعِ فكرى و دينىِ پس از خود را به آن‌ها ، نشناسانده است ؟ ! و اين اصلِ محورى در آموزه‌هاى وحى را كه عهده‌دارِ تفسير و تبيين شريعت و سُكّاندار كشتى اسلام است ، به انتخاب مردمى بىخبر از دانش‌ها و ناآگاه از معارف و احكام الهى وانهاده است ؛ اصل بنيادينى كه بر سر آن خون‌ها ريخته شد . ابوالفتح ، محمّد بن عبدالكريم بن أبىبكر ، احمد شهرستانى مىگويد :

--> ( 1 ) . عبس ، آيات 31 - 32 . ( 2 ) . تفسير قرطبى ، ج 1 ، ص 29 ؛ تواضع رياكارانهء خليفه به منظور جبرانِ نادانىاش ، داغديدگان را به خنده وا مىدارد : « يَضْحَكُ بِهِ الثَّكْلى » . ( 3 ) . توبه ، آيهء 128 .