الشيخ فاضل اللنكراني
22
اصول فقه شيعه (فارسى)
مىتوانيم بگوييم : « قضيّهء شرطيه داراى مدلول التزامى است » . در اين صورت جاى اين سؤال است كه آيا عنوان مفهوميت ، صفت براى مدلول است يا براى دلالت يا اينكه صفت براى دالّ است ؟ در پاسخ اين سؤال بايد بگوييم : اين مطلب در دلالت مطابقه و تضمن و التزام به صورت يكنواخت است ولى در دلالت مطابقه قدرى روشنتر است . « 1 » در دلالت مطابقه ، دالّ ، متصف به عنوان مطابِق و مدلول ، متصف به عنوان مطابَق ، و دلالت ، متصف به عنوان مطابقه مىشود . ما همانطور كه حقيقتاً مىتوانيم بگوييم : « انسان به دلالت مطابقه ، بر حيوان ناطق دلالت مىكند » ، مىتوانيم بگوييم : « دلالت انسان بر حيوان ناطق دلالت مطابقى است » و يا بگوييم : « حيوان ناطق ، معناى مطابقى براى انسان است . در دلالت التزاميه - كه محلّ بحث است - هم همينطور است . وقتى مىگوييد : « أربعه به دلالت التزاميه دلالت بر زوجيّت مىكند » ، التزاميه را هم مىتوانيم صفت براى دلالت دانسته و بگوييم : « دلالت اربعه بر زوجيّت ، دلالت التزاميه است » و هم مىتوانيم صفت براى زوجيّت دانسته و بگوييم : « زوجيّت ، مدلول التزامى اربعه است » و هم مىتوانيم صفت براى خود اربعه - به عنوان دالّ - دانسته و بگوييم : « اربعه به دلالت التزامى دلالت بر زوجيّت مىكند » . به نظر متأخرين ، در مدلول التزامى قضايا هم مىتوانيم همين حرف را بگوييم يعنى مىتوان گفت : « جملهء إن لم يجئك زيد فلا يجب إكرامه ، مدلول التزامى إن جاءك زيد فأكرمه است » و نيز مىتوان گفت : « جملهء إن جاءك زيد فأكرمه ، به دلالت التزامى دلالت بر مفهوم مىكند » و نيز مىتوان گفت : « دلالت جملهء إن جاءك زيد فأكرمه بر إن لم يجئك زيد فلا يجب إكرامه ، دلالت التزاميه است » . در نتيجه اگر ما مفهوم را بنا بر مبناى قدماء پياده كنيم ، نه ارتباطى به دلالت
--> ( 1 ) - چون عنوان « مفاعله » در آن مطرح است .