الشيخ فاضل اللنكراني

22

اصول فقه شيعه (فارسى)

مىشود : وضع تعيينى و حقيقت تعيّنى ، ولى شامل مجاز نمىشود زيرا اگر كلمهء اسد را هزاران بار در رجل شجاع - به‌طور مجاز - استعمال كرديم به‌طورى كه نياز به قرينه از بين نرفت ، اين كثرت استعمال ، مصحّح اين معنا نمىشود كه بگوييم : اسد ، اسم براى رجل شجاع گرديده است . ولى در مورد وضع تعيّنى - وقتى كه قرينه نياز نباشد - مىتوان گفت : اسد ، اسم براى رجل شجاع شده است . بنابراين ، كلام مرحوم آخوند ، روى انكار حقيقت شرعيه ، جريان ندارد . مگر اين كه شركت منكرين حقيقت شرعيه را در اين بحث ، توجيه كنيم ، آن‌گونه كه مرحوم آخوند توجيه كرده است . در نتيجه ، تعبير مرحوم آخوند هم نمىتواند بيان درستى باشد كه شامل تمام اقوال بشود . به نظر مىرسد بايد در عنوان بحث ، اين‌گونه تعبير كنيم كه : آيا اصل در استعمالات شارع اين است كه اين الفاظ ، در معانى صحيح استعمال شده باشند يا در اعمّ از صحيح و فاسد ؟ البته تطبيق اين تعبير بر كلام باقلانى مشكل است ولى چاره‌اى جز اين نيست . اين تعبير ، در مورد كسى كه قائل به حقيقت شرعيه است ، روشن است . همچنين براى كسى كه قائل به حقيقت تعينيّه است ، تعبير روشنى است زيرا مىتوان گفت : آن لفظ كه در يك معنايى تعيّن پيدا كرده آيا در خصوص معناى صحيح ، تعيّن پيدا كرده است يا در معنايى اعم از صحيح و فاسد ؟ اما براساس مبناى كسانى كه حقيقت شرعيه را قبول ندارند - نه به‌صورت وضع تعيينى و نه به صورت وضع تعيّنى - و مىگويند تمامى اين الفاظ ، مجازاً در معانى مستحدثه استعمال مىشود ، استعمال الفاظ در اين معانى استعمال مجازى خواهد بود ، خواه استعمال در صحيح باشد يا استعمال در فاسد . كيفيت تطبيق تعبير فوق بر كلام اينان به همان صورتى است كه مرحوم آخوند