الشيخ فاضل اللنكراني

23

اصول فقه شيعه (فارسى)

اشاره كردند كه ما با كمى توضيح به بيان آن مىپردازيم : وقتى شارع مىخواست لفظ صلاة را در غير معناى لغوى خودش استعمال كند آيا معنايى كه درنظر گرفته - و بين آن معنا و اين معناى حقيقى ، رعايت علاقه كرده - چيست ؟ قائل به صحيح مىگويد : به‌نظر من ، شارع خصوص نماز صحيح را درنظر گرفته و بين نماز صحيح و معناى لغوى رعايت علاقه كرده و به‌لحاظ آن علاقه ، لفظ را در معناى صحيح ، مجازاً استعمال كرده است ؟ مىگوييم : مگر در معناى فاسد نمىتوان مجازاً استعمال كرد ؟ مگر خود شارع ، لفظ صلاة را در معناى فاسد ، مجازاً استعمال نكرده است ؟ پس چه فرقى بين صحيح و فاسد است ؟ مىگويد : وقتى شارع ، لفظ صلاة را در معناى فاسد استعمال كرد ديگر بين معناى فاسد و معناى لغوى اوّل ، رعايت علاقه و مناسبت نمىكند بلكه لفظ صلاة را در معناى فاسد - به تناسب معناى صحيح - استعمال كرده است . درحقيقت ، مجازيت فاسد ، در طول مجازيت صحيح است نه در عرض آن . و اين چيزى است كه هم پشتوانهء ادبى دارد و هم اثر عملى برآن مترتب است . امّا پشتوانهء ادبى آن اين است كه در علم بيان از آن تعبير مىكنند به « سبك مجاز از مجاز » يعنى يك مجاز را پايه و اصل براى مجاز ديگر قرار بدهند و مجاز ديگر را با رعايت مجاز اوّل بسازند ، در اين صورت ، مجاز دوّم در طول مجاز اوّل است نه در عرض آن . امّا ثمرهء عملى آن اين است كه اگر شارع مقدّس كلمهء « صلِّ » را اطلاق كرد ، به مجرّد اينكه قرينه‌اى بر عدم ارادهء معناى حقيقى اوّل اقامه شد ، كلمهء « صلِّ » بر معناى مجازى اوّل حمل مىشود . به عبارت ديگر : اگر شارع ، در كلمهء « صلِّ » معناى مجازى اوّل - كه اصالت دارد - را اراده كرده باشد بايد قرينه‌اى اقامه كند كه معناى حقيقى اوّل اراده نشده است . ولى اگر معناى مجازى دوّم را اراده كرده باشد ، به دو قرينه يا يك