حسن حسن زاده آملى
17
هزار و يك نكته (فارسى)
فقد ضل عن الصراط السوى فهو تعالى مضل بهذا المعنى فتدبر . نكته 8 صدر المتالهين در فصل سوم باب هفتم نفس اسفار در بيان يكى از براهين ثبوت اشتداد در مقوله جوهر بر مبناى اعتراض بر آرايى از مشاء چنين گفته است : آنان معترفاند كه نفس فصل اشتقاقى مقوم ماهيت نوع مركب از آن و از جسد در خارج است ( اين يك مقدمه ) . و نيز قائلاند كه جنس بازاء ماده و فصل بازاء صورت در مركبات طبيعيهاند ( اين يك مقدمه ديگر ) . و نيز قائلاند كه فصل محصل ماهيت نوع ، محصل ماهيت جنسش است ( اين يك مقدمه ديگر ) . و قائلاند كه جنس به قياس به فصل مقسم ، عرض است . بدين معنى . با اينكه آنان قائلاند كه نفس به حسب حدوث و بقاء مجرد است ؛ و بنابر مذهب ما كه نفس جسمانية الحدوث و روحانية البقاء است اين اشكال لازم نمىآيد . بيان : در بسيارى از مواضع كتب عقليه بطور اطلاق مىگويند كه جنس به ازاء ماده و فصل بازاء صورت است ؛ در بادى نظر گمان مىرود كه مراد از اين ماده و صورت ، هيولاى اولى و صورت نوعيه است با اينكه جنس از هيولى اتخاذ نمىشود بلكه از تمام مشترك بين انواع مختلفة الحقائق انتزاع مىگردد ، و همچنين فصل از صورت نوعيه عنصريه از عناصر اربعه گرفته نمىشود بلكه از فصل اشتقاقى كه مبدأ اشتقاقى و ملزوم فصل منطقى و مشتق منه آنست اخذ مىگردد . حتى در خاطر دارم كه بعضى به ظاهر اين اطلاق قائل شدهاند كه مراد اين است كه جنس مانند هيولى مبهم است و فصل مانند صور نوعيه متحصل كه مقصود تشبيه هر يك از آن دو به اين دو در ابهام و تعين است . ولى حق اين است كه از عوارض خارجى آن نيست كه تصور