حسن حسن زاده آملى
72
هزار و يك كلمه (فارسى)
بنور وجهه استنار كلّ شيء * و عند نور وجهه سواه فيء به فروغ روى او روشن گشت هر چيز و نزد فروغ روى او هر چه جز اوست سايه است . ثم على النبىّ هادى الأمّة * و آله الغرّ صلاة جمّة آنگاه بر پيغمبر راهنماى امّت و خاندان رخشنده روى او درود بسيار باد . و بعد فالعبد الأثيم الهادى * لازال مهديّا إلى الرشاد پس از حمد خدا ، بنده گناهكار هادى كه پيوسته هدايت يافته باد به راه حق . يقول هاؤُمُ اقْرَؤُا كِتابِيَهْ * منظومتى لسقم جهل شافيه مىگويد بياييد بخوانيد كتاب مرا منظومه مرا كه بيمارى جهل را بهبودى بخشد . نظمتها فى الحكمة التى سمت * فى الذكر بالخير الكثير سمّيت آن را نظم كردم در علم حكمت كه رتبه بلند يافت و در قرآن به خير كثير ناميده شد . اشاره به آيه قرآن كريم است : وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً . و مراد از حكمت در قرآن كريم استنباط حقايق است از راه عقل نه از وحى ، چنان كه لقمان را حكيم گفتند ، و سورهاى از قرآن به نام وى فرود آمد ؛ و در حديث است به او نبوّت و حكمت هر دو عرضه داشتند او حكمت را پذيرفت و به عقل خويش معاد و توحيد و محاسن اخلاق را دريافت چنان كه در قرآن است . و آنكه گويد عقل خود حجّت نباشد و در توحيد و نبوّت به كار نيايد و جز وى اعتماد را نشايد قرآن ردّ اوست ، و عقل و وحى تناقض ندارند مانند دو راه كه به يك مقصود رسند . لاقت برسم بمداد النور * فى صفحات من خدود الحور