حسن حسن زاده آملى
396
هزار و يك كلمه (فارسى)
اين كه گفتيم ماده واحد بسبب نقل به يكى از ابواب ششگانه معانى متفاوت مىدهد حكم اكثرى است چه اينكه گاهى شود كه يك مادّه در چند باب ، اتحاد معنى و هيئت مصدرى دارد . مثلا « ح س ب » هم از باب علم يعلم آمده است ، و هم از باب حسبب يحسب ، در هر دو صورت مصدر آن « حسبان » است و معنى آن گمان بردن . تبصره - 2 : درآمدن افعال ثلاثى مجرّد به ابواب ششگانه ياد شده سماعى است نه قياسى يعنى بايد طرز استعمال آنها را از مكالمات و محاورات عرب و مصادر اصيل فرهنگ آنان مانند جمهره ابن دريد ، و عين خليل ، و صحاح جوهرى ، و لسان العرب ابن منظور ، و اساس البلاغه زمخشرى ، و قاموس فيروز آبادى و نظائر آنها بدست آورد و فرا گرفت و قاعده كلّى ندارد كه جزئياتش را به آن سنجيد . تبصره 3 : تمام افعال ثلاثى مجرّد كه از باب شرف يشرف استعمال مىشوند بدون استثناء همه لازماند و اصلا متعدّى نخواهند بود ، و مراد اين است كه هر چه از اين باب است لازم است نه اين كه هر فعل لازمى بايد از اين باب باشد و به اين باب درآيد ، زيرا كه بسيارى از افعال ثلاثى مجرّد لازم به ابواب ديگر استعمال و صرف مىگردند ، و افعال طبايع كه غالبا از صفات لازمهاند چون « حسن و كرم و قبح » و اشباه آنها اغلب از اين باب آيند . تذنيب : در ميان ابواب ششگانه نامبرده ، فعل ماضى و مضارع مكسور العين بغايت اندك است . فصل ششم فعل ثلاثى مزيد فيه را چهارده باب بود ، ده باب از آنها مشهور و كثير الاستعمالاند ، و چهار ديگر قليل الاستعمال و غير مشهور . و چون از فعل ثلاثى مجرّد همه معانى مقصود حاصل نمىشود و در تأديه يك