حسن حسن زاده آملى

303

هزار و يك كلمه (فارسى)

است ، و همين ملكه پاداش عمل خطّاطى چند ساله اوست ؛ بر اين وزان است حسنات و سيّئات آدميان در ماوراى طبيعت كه جزا نفس عمل است لذا در آيه بالا نيازى به تقدير مضاف نيست تا گفته شود مثلا « ليروا ثواب اعمالهم » ، فتدبّر . در اين امر أهمّ در شرح فصّ چهلم از نصوص الحكم بر فصوص الحكم به تفصيل بحث كرده‌ايم ( ط 1 ، ص 227 - 234 ) ، و آيات و روايات عديده شاهد آورده‌ايم ؛ و همچنين در دروس 21 و 22 و 23 دروس اتحاد عاقل به معقول ؛ و نيز در عيون 61 تا 64 كتاب عيون مسائل النفس و شرح آن سرح العيون فى شرح العيون . اى عزيز ، اوحدى از اوتاد معارف ، در هر عصرى به زيارت جمال دلاراى حقيقت قرآن توفيق تشرّف مىيابند ، بشتاب تا در زمره آنان در آيى . خداوند سبحان در چند جاى قرآن كريم آدميان را به خطاب تَعالَوْا * دعوت فرموده است ، عرب « تعال » را در جايى به كار مىبرد كه آمر در اوج بوده باشد و مخاطب در حضيض ، مثلا آمر در بالاى كوه است و مخاطب در دامنه آن و به دو مىگويد : « تعال » ؛ يعنى بالا بيا . فتدبّر . در بند يازدهم « دفتر دل » ثبت است كه : « تعالوا » را شنو از حق تعالى * ترا دعوت نموده سوى بالا چه بودى مر تعالى را تو لايق * تَعالَوْا * آمدت از قول صادق چه مىخواهى در اين لاى و لجنها * چرا دورى ز گلها و چمنها خداوند سبحان در قرآن فرموده است : وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ ( سوره عنكبوت ، آيه 44 ) . در اين كريمه تدبّر كن كه بهره ناس چيست و حظّ عالمان چيست ؟ ضرب امثال براى ناس است و تعقّل براى عالمان ، اين كجا و آن كجا ؟ ! . در بند چهارم « دفتر دل » گفته‌ام : غذاى عام خام است و بود پوست * غذاى خاص مغز است و چه نيكوست در اين معنى نگر در كاه و گندم * چه مىباشد غذاى گاو و مردم