حسن حسن زاده آملى
292
هزار و يك كلمه (فارسى)
به جميع جهات در طول نشأه دنياوىاند . آيات كريمه قرآنى و روايات صادر از اهل بيت عصمت صريح در اين معنىاند كه نظام احوال انسانها در قيامت به وزان عالم دنياست چنان كه نيز صريح در اين معنىاند كه عارى از ماده طبيعى و احوال آنند و با موازين و قوانين طبيعى سازش ندارند . پس بدان كه انسان وجود ممتدى است از فرش تا فوق عرش ، در عين اين كه يك شخصيّت است او را مراتب و مدارج بسيار است ، قوله ( سبحانه ) : ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً ( سوره نوح عليه السّلام ، آيه 13 و 14 ) . در دو گونه زندگى بشرى كه يكى براساس عالم طبع است ، و ديگرى فوق آن در اين كريمه تدبّر شود وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ ( سوره عنكبوت ، آيه 66 ) ، و در لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ دقّت بسزا شود . عن ابى بصير قال : سألت أبا عبد الله جعفر بن محمد الصادق عليه السّلام ، عن أرواح المؤمنين ؟ فقال : « في الجنّة على صور أبدانهم لو رأيته لقلت : فلان » ( سرح العيون في شرح العيون ، ط 1 ، ص 734 ) . تكامل برزخى حق است و آن را به نحو مستوفى در نكته 637 كتاب هزار و يك نكته تقرير و تحرير كردهايم . و ثواب آثار خير هر كس كه به حكم آيات و روايات بعد از ارتحال از دنيا عايدش مىشود همه دالّ بر تكامل برزخى انسانها است . نفس ناطقه با بدن برزخى و مثالى خود معيّت قيوميه دارد چنان كه با بدن عنصرى مادى و قواى آن ؛ و در هر دو عالم بدن و قواى آن از شؤون نفس انسانى و ظلّ آنند . كاملين در علم و عمل را تكامل برزخى نيست ، آنان را مطلقا جنّت ذات و مقام عنديّت است كه عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ ؛ فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ . تعبير به تجسّم اعمال را در جوامع روائى خاصّه و عامه نديدم ، و ظاهرا اين تعبير را از حاصل مضمون روايات كه در تمثل ملكات نفسانى وارد شدهاند