حسن حسن زاده آملى

267

هزار و يك كلمه (فارسى)

دستور : اى عزيز ، در حال قبض ، ذكر « يا باسط » به عدد اسم « قابض » بسيار نافع است كه بسط مىآورد ؛ چنان كه جهت حلّ بايد به عدد عقد خواند ، و جهت عقد بايد به عدد حل . به نكته 504 كتاب هزار و يك نكتهء ما رجوع بفرماييد . اى عزيز ، در قبض صابر باش كه آب را براى تشنه آفريدند ؛ همان گونه كه تو تشنه آبى ، خود آب هم تشنه توست . اين حقير گفته است ( ديوان ، ط 2 ، ص 404 ) : غافر و تائب آمدند طالب مذنب از ازل * بىشمر اسم حق همى اين سمت اقتضا كند تشنه به سوى آب و خود تشنه تشنه است آب * گدا خدا خدا كند خدا گدا گدا كند عارف رومى در مثنوى معنوى چه نيكو فرموده است : حكمت حق در قضا و در قدر * كرد ما را عاشقان يكدگر تشنه مىنالد كه كو آب گوار * آب مىنالد كه كو آن آب خوار آب كم جو تشنگى آور به دست * تا بجوشد آبت از بالا و پست وانگهى ، به قول خواجه حافظ : تو بندگى چو گدايان به شرط مزد مكن * كه خواجه خود صفت بنده پرورى داند صابر باش كه اگر دير شود ، مسلّما دروغ نخواهد شد ؛ قوله ( سبحانه ) وَ لِرَبِّكَ فَاصْبِرْ ( المدّثّر ، آيه 8 ) . زود زود نمىدهند تا كم‌كم ظرفيت حاصل شود . ببين كه شيخ فريد الدين عطّار در منطق الطير چه نيكو گفته است : شيخ مهنه بود در قبض عظيم * شد به صحرا ديده پر خون دل دو نيم ديد پير روستايى را زدور * گاو مىبست و از او مىريخت نور شيخ سوى او شد و كردش سلام * شرح داد آن حال قبض خود تمام پير چون بشنيد گفت اى بو سعيد * از فرود فرش تا عرش مجيد گر كنند اين جمله پر ارزن تمام * نى به يك كرّت به صد كرّت مدام ور بود مرغى كه چيند آشكار * دانهء ارزن بسى سال هزار