حسن حسن زاده آملى
247
هزار و يك كلمه (فارسى)
همان حيوان ناطق يعنى جانور گوياست . اما چگونه حيوان ناطق و جانور گوياست بايد ديد كه صفات مكتسب او چگونه است ، مطابق آن صفات و ملكاتش كه با خوى هر حيوانى مناسب و موافق است همان حيوان است . و به فرموده امام امير المؤمنين عليه السّلام در نهج البلاغه : « فالصورة صورة انسان ، و القلب قلب حيوان » ( خطبه 85 ، ط مصر عبده ، ج 1 ، ص 167 ) . عارف رومى در مثنوى گويد : اى دريده پوستين يوسفان * گرگ برخيزى از آن خواب گران گشته گرگان يك بيك خوهاى تو * مىدرانند از غضب اعضاى تو آن سخنهاى چو مار و كژدمت * مار و كژدم گردد و گيرد دمت زانيان را گند اندام نهان * خمر خواران را بود گند دهان حشر پر حرص خس مردار خوار * صورت خوكى بود روز شمار سيرتى كان در وجودت غالبست * هم بر آن تصوير حشرت واجبست در اين مطلب بيانى از انسان كامل حجة اللّه امام جعفر صادق عليه السّلام بدين مفاد است كه حيوانات صور و تمثّلات اخلاق انسانهايند . اين كلام كامل عرشى در حقيقت تفسير انفسى كريمه إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ سوره تكوير قرآن است كه حشر حيوانات ناطق در ما بعد الطبيعة مطابق ملكات مكتسب آنان است . و به عبارت ديگر صورت هر حيوان ناطق در آخرت نتيجه عمل و غايت فعل او در دنياست و ملكات نفس موادّ صور برزخىاند و به تعبير شريف صدر المتألّهين در شواهد ربوبية : « الاعمال مستتبعة للملكات فى الدنيا بوجه ، و الملكات مستتبعة للأعمال فى الآخرة بوجه » ( ط 1 ، چاپ سنگى ، ص 183 ) . لذا به برهان تامّ محقق در حكمت متعاليه انسان در نشأه دنيا نوع است و در تحت او اشخاص است ، و در نشأه آخرت جنس است و در تحت او انواع است و آن انواع صور جوهريهاند كه از ملكات نفس تحقق مىيابند و از صقع ذات نفس بدر نيستند .