حسن حسن زاده آملى
245
هزار و يك كلمه (فارسى)
محبت و عواطف از جنود اين قوه شريرهاند . و بعضى ديگر مانند ليپ نيتز و مالبرانش گفتهاند : عالم خير محض است و در آن شر وجود ندارد . و اين مذهب را Optimisme گويند و براى توجيه چيزهايى كه به نظر شر مىآيد گفتهاند : شر بر سه قسم است : اول شر فلسفى ؛ يعنى عدم كمال كه لازمه هر ممكنى است و در حقيقت شر نيست ؛ مثلا سنگ جان ندارد اگر خداوند آن را جاندار خلق كند در معناى اين است كه هيچ سنگ خلق نكند . و اگر انسان بىنقص بيافريند در معناى اين است كه براى خويش شريكى ايجاد كند . دوم شر طبيعى يعنى آلام نتيجه حساسيت است ، و حساسيت در انسان خير محض است و اگر گاهى موجب دردى شود آن هم خير است ؛ چون اگر ترس درد نبود هيچ كس نه از مرض معالجه ، و نه از موذيات اجتناب ، و نه از عقوبت جرائم خوف داشت . سوم شر اخلاقى ؛ يعنى اين كه انسان قدرت بر اعمال قبيحه دارد و كارهاى زشت از او سر مىزند . گفتهاند : اين نتيجهء وجود خير اعظمى است كه عبارت است از مختار بودن او ، پس وجود مصاحب و ملازم است با خير . و ما كتاب را ختم به خير مىكنيم . * * * آنچه اقوال در اين كتاب نقل شد يا از كتب مصنفين و صاحبان اقوال يا از تاريخ دزبرى كه به ترتيب حروف تهجى اعلام طوائف را با شرح كامل ذكر كرده ، و ادله آنها از كتاب مزبور و كتاب فلسفه لار ( Lahr ) كه از كتب كلاسى فرانسه است نقل گرديده ، و كتب ديگر بسيار در نظر بود و ليكن اعتماد بر مذكورات بيشتر داشتم ، و از دكارت بيشتر نقل كردم چون افضل اين قوم است و او را مؤسّس فلسفه جديد مىشمارند ، علاوه بر اين كه مطالب وى به ذوق ما هم نزديكتر است . و الحمد للّه على توفيقه لإتمام هذه الرسالة . ابو الحسن الطهرانى الشعرانى