حسن حسن زاده آملى
227
هزار و يك كلمه (فارسى)
دليل دوم اين كه روح از اول عمر تا آخر باقى است و جسم متغيّر مىشود ؛ پس روح غير جسم است . اما اين كه روح از اول عمر باقى است چون ما وقايع چندين سال پيش را در خاطر داريم و اگر عوض شده بوديم بايد هيچ در خاطر نداشته باشيم ؛ چون گذشتهها را ديگرى درك كرده غير ما ، و نيز اگر عوض شده بوديم عقوبت جانى چند سال پيش در امسال روا نبود . اما اين كه جسم باقى نمىماند علماى طب و تشريح تصريح كردهاند . هولست مىگويد سابقا گمان مىكردند در مدت هفت سال تمام اعضاى بدن تحليل و تجديد مىشود و تجربيات فلورن ثابت نمود كه بيش از چند ماه طول نمىكشد . و نيز كوويه طبيعىدان معروف ثابت كرده كه حتى استخوان در معرض تغيير است . دليل سيم اين كه روح اراده و اختيار دارد و قدرتش به دو طرف تعلق مىگيرد و قواى ماديه فقط به يك طرف قدرت دارند . اما اين كه روح اراده دارد به جهت اين كه بالوجدان مىبينيم كه مىتوانيم بنشينيم و برخيزيم و حركت كنيم و متوقف باشيم . اما اين كه قواى ماده متوجه به يك طرف است بديهى است ؛ پس روح از قواى مادى نيست . ارنست هگل طبيعىدان آلمانى در مقالات خود كه به عربى ترجمه شده تصديق كرده است كه اين دليل براى تجرد روح كافى است و ليكن كوشش نموده است ثابت كند كه ما افراد انسان اختيار نداريم و در تمام حركات خويش مجبوريم و تقريبا بديهىترين مطالب را منكر شده است . ادله ماديين عمده دو چيز است : اول اين كه با هيچ قوه حسى نمىتوان روح را درك كرد و هر چه محسوس نشود موجود نيست . دوم اين كه حالات جسمانى در تعقل تأثير مىكند ؛ چون صحت و فساد عقل بسته به صحت و مرض دماغ است و به واسطه كثرت فكر سر خسته مىشود و