حسن حسن زاده آملى

221

هزار و يك كلمه (فارسى)

وقتى يك جسم حركت كند يك حلقه حركت وضعى مىنمايد به طور دائره تا جزء اخير جاى جزء اول بيايد و هكذا و اين را tourbillon گفته است . تأثير علل طبيعيه قابل تخلف است ( Contingent ) يا نه ؟ بين فلاسفه اروپا محل اختلاف است : دكارت و سبينوزا مانند فلاسفه اسلام مىگويند : « الشيء مالم يحب لم يوجد » همانطور كه دو ضرب در دو چهار مىشود و تخلف ندارد آتش مىسوزاند و تخلف ندارد ، و اگر وقتى نسوزانيد براى آن است كه يكى از شرايط سوزاندن محقق نشده ، و يا آب اگر در صد درجه حرارت به جوش نيامد براى نبودن شرط آن است مثل اختلاط با مواد ديگر يا فشار زياد . بوتر و مانند اشاعره مسلمين مىگويد : علل طبيعيه هيچ نوع مدخليت و اثرى ندارند و فقط بر معلول خود مقدمند . آب بعد از گرم شدن مىجوشد نه به واسطه گرم شدن و عادة اللّه جارى شده كه بعد از قرب آتش آب را به جوش آورد پس تأثيرات آنها قابل تخلف است . معجزات و خوارق عادت ( Mairacles ) بنا بر مذهب اول ناشى از علل و اسباب خفيّه است كه بر قواى طبيعيه فائق مىآيد و يكى از شرايط تأثير را از بين مىبرد . حياة ( La vie ) ما در عالم موجوداتى مىبينيم داراى صفات خاصه و كمالات زائده بر جمادات كه آنها را اجسام حيّه يا موجودات ذى نفس مىنامند . حيات بر سه قسم است : اولا : حيات نباتى كه مبدء آن نفس ناميه است ( La vie vegetative ) داراى قوه غاذيه ( nutrition ) و مولده ( reproduction ) و متفرعات آن . ثانيا : حيات حيوانى ( sensitive ) داراى قوه محركه ( Locomotion ) و مدركه ( Perception ) . ثالثا : حيات انسانى ( la vie humaine ) داراى قوائى علاوه بر آنها كه عمده تعقل است ( Pense ) .