حسن حسن زاده آملى
220
هزار و يك كلمه (فارسى)
( monade ) « 1 » و لا يتجزّا ( iudivisible ) و بىامتداد ( inetendue ) كه عده آنها ولو در اجسام كوچك بىنهايت است . و صفاتى در اجزا ذكر كرده كه اينجا محل ذكر آن نيست . سيم : عقيده بسكويچ اطريشى كه جسم مركب است از اجزاى لا يتجزّا ولى عده آنها متناهى است . چهارم : عقيدهاى كه در كتب فيزيك مذكور است ؛ يعنى جسم مركب است از ذرّات صغار كه در مركبات به ملكول « 2 » و در اجسام بسيطه به اتم تعبير كردهاند و بعضى هر اتمى را مركب از دو جزء مثبت و منفى موسوم به الكترون و هر ملكولى را مركب از دو جزء مثبت و منفى موسوم به ايون دانستهاند . پنجم : عقيده بسيارى فلاسفه جديد كه به متابعت ارسطو گويند جسم مركب است از ماده ( matiere ) و صورت forme « 3 » و چون اين عقيده در كتب فلسفى ما معروف است محتاج به شرح آن نيستيم . بنابر عقيده دكارت تفاوت انواع جسم به حركت است و حركت را خداوند در جسم ايجاد مىكند . و به عقيده ديگران تفاوت آنها به طبيعت يا صورت نوعيه است كه در خود جسم است . در حركت نيز دكارت عقيده دارد مخالف با ديگران ؛ چون تمام عالم به عقيده وى از اجسام متفق الحقيقه پر است و اگر يك جسم حركت كند بايد جزء مجاور آن تا آخر عالم حركت كند لذا دكارت حركت مستقيم را منكر گرديده مىگويد :
--> ( 1 ) . مناد در عقيده وى به معناى بسيط حقيقى است ؛ زيرا كه از خداوند متعال هم به مناد تعبير كرده است . بطلان جزء لا يتجزّا در بين متكلمين و حكماى اسلام به ادله محكمه ثابت شده است چه متناهى و چه غير متناهى . ( 2 ) . ترجمه آن يا اتم به جزء لا يتجزا و جوهر فرد چنان كه در كتب عصرى واقع شده البته غلط است و موافق اصطلاح نيست . ( 3 ) . در فلسفه لاهر مىگويند : ماده و صورت ارسطو منافات با اتم فيزيك ندارد ؛ زيرا كه اتمها هم مركب هستند از قابليت و فاعليت يا قوه و فعل .