حسن حسن زاده آملى
217
هزار و يك كلمه (فارسى)
شرط ( Condition ) آن است كه تأثير در وجود ديگرى ندارد و ليكن علت هم بدون او نمىتواند تأثير داشته باشد . رينون از فلاسفه قرن نوزدهم نيكو مثال زده گويد : نور در عكاسى علّت است و در نقاشى شرط است : علل اربع كه ارسطو ذكر كرده است : علت فاعلى ( Cause efficient ) علت غائى ( Cause finale ) علت مادى ( Cause materielle ) علت صورى ( Cause formelle ) . اگر گفتيم : « نجّار براى گرفتن اجرت ، تختى از چوب ساخت » نجار علت فاعلى ، و گرفتن اجرت غائى ، و هيئت تخت ، علت صورى ، و چوب علت مادى ، و تأثير همه اينها در وجود معلول معلوم است . غايت و غرض گاهى نسبت به عمل داده مىشود و گاهى نسبت به عامل مثلا غايت ساعت نشان دادن وقت ، و غايت ساعت ساز گرفتن اجرت ، اولى را finalite interne و به اصطلاح ما فائده گويند و دومى را finalite externe . سمع الكيان ( La Cosmologie rationnelle ) در اين قسمت بحث مىشود از وجود عالم طبيعى و زمان و مكان و تركيب اجسام و علت حيات و كيفيت پيدا شدن حيوان و نبات ؛ يعنى آنچه از علم طبيعى كه جنبه كليت و حيثيت فلسفى دارد . وجود عالم جسمانى بين فلاسفه جديد محل اختلاف است : بر كله انگليسى مىگويد : اين اجسامى كه مىبينيم وجود خارجى ندارند ، فقط صورتهايى هستند كه مبدء اول در ذهن ما ايجاد كرده است . و موجود حقيقى عبارت است از حق و روح انسان و صور ذهنيه او . و اين مذهب را idealisme metaphysique گويند . كانت و جمعى ديگر گويند : چيز تا موجود نباشد براى ما ظاهر نمىشود و ليكن ما يقين نداريم اشياء واقعى همانطور است كه ما تصور مىكنيم و شايد آنچه ما درك مىكنيم موافق واقع نباشد . طبيعت ( nature ) اگر نسبت به موجود خاصى داده شود عبارت است از ذات