حسن حسن زاده آملى
214
هزار و يك كلمه (فارسى)
مفهوم انسان در همه افراد على السويه نيست . وجود بر دو قسم است وجود واجب ( etre necessaire ) و وجود ممكن possible ) etre و اگر امكان نسبت به وجود اصل يك چيزى داده شود objective puissance گويند ، و اگر نسبت به وجود صفتى براى موجود ثابتى داده شود آن را puissance subjective گويند . امكان ذاتى ( la possibilite intrinseque ) آن است كه مفهوم ماهيت مشتمل بر محال نباشد . پس مثلّث چهار ضلعى ممكن ذاتى نيست امكان واقعى ( La possibilite extrinseque ) آن است كه علاوه بر امكان ذاتى مانع خارجى از وجود او نيز نباشد . ماهيت ( essence ) ، و انيت يا وجود ( existence ) در موجودات ممكنه متمايزند چون در هر موجودى دو سؤال مىشود : اول اين كه چيست ؟ جوابى كه گفته مىشود : ماهيت است . دوم اين كه آيا هست يا نيست ؟ اگر در جواب گفتيم هست آن جواب وجود است . و علت جدايى اين دو مفهوم آن است كه ماهيت را تصور مىكنيم در صورتى كه در وجود داشتن آن شك داريم ؛ اما در واجب الوجود ماهيت و وجود يكى است زيرا كه ماهيت واجب بدون وجود تصور نمىشود . « 1 » قوه و فعل ( La puissance et l'acte ) حركت در اصطلاح فلسفه - يعنى تغيير حال دادن - مستلزم قوه و فعل است ؛ چون حال اول كه تغيير پيدا نشده قوه است و حال دوم فعل ، مثلا ذهن كه هنوز تحصيل علم نكرده بالقوه است و پس از عالم شدن بالفعل . آب به واسطه آتش مستعد گرم شدن است تا گرم نشده بالقوه است و وقتى گرم شد بالفعل مىشود .
--> ( 1 ) . از كتاب لار نقل شد و موافق آن حاجى مىفرمايد : الحقّ ماهيته انيّته * إذ مقتضى العروض معلوليته