حسن حسن زاده آملى

212

هزار و يك كلمه (فارسى)

فقط حس ظاهر محل اعتماد است و غير آن مشكوك . اين عقيده را seusualisme يا فلسفه وضعيه ( positivisme ) گويند و بعضى ديگر از اينها نيز در گذشته گويند : هر چه محسوس نشود نه اين كه مشكوك است بلكه يقينا موجود نيست ، و اين عقيده را materialisme گويند . سوم مثاليين ( idealisme ) مىگويند : ما چيزهايى در ذهنمان وارد مىشود و آن را تصور مىكنيم ؛ ولى يقين نداريم صورت ذهنى موافق موجود خارجى است . و بعضى مبالغه كرده گويند : اصل وجود عالم خارجى را نمىدانيم . اما كانت معتدل‌تر است و گفته : وجود عالم خارجى مسلم است ؛ زيرا كه چيزى تا موجود نباشد ظاهر نمىشود ولى كيفيت و احوال آن نامعلوم . اصل مذهب مثاليين شكاكين از اينجا ناشى شده است كه يكى از فلاسفه انگليسى موسوم به لوك گفت : ما اصل موجودات خارجى را ادراك نمىكنيم بلكه اشباح « 1 » ( idees representatives ) آنها را درك مىكنيم كه ماهية با وجود خارجى متفق نيستند . كانت فيلسوف آلمانى تصديق كرده كه اگر چيزى به علم حضورى ( intuition ) ادراك شود ماهيت او معلوم است و ليكن مىگويد حتى ادراك انسان نفس خود را به علم حضورى نيست بلكه به علم حصولى است ( Conception ) . و نيز گفته : قضايايى كه به حمل اوّلى ذاتى ( analytique ) باشد صحيح است و ليكن عمده قضاياى مفيد به حمل شايع صناعى است ( synthetique ) به اين جهت بر حكمت نظرى ( raison pur ) اعتماد جائز نيست . امّا حكمت عملى مانند اين كه عدل خوب است و خيانت قبيح است و از اين قبيل هر چه باشد قابل اعتماد است ، و وجود خدا و بقا و تجرد نفس انسان را از روى اين قبيل ادلّه ثابت كرده .

--> ( 1 ) . در بين حكماى اسلام نيز اين عقيده بوده و در منظومه است « و قيل بالأشباح الأشياء انطبعت » و ليكن محققين مخالف با آن [ هستند ] و مىگويند : ماهيت در وجود ذهنى و خارجى هر دو محفوظ است . و يكى از فلاسفه انگليس در قرن نوزدهم موسوم به ريد اثبات كرده كه ما خود موجودات خارجى را درك مىكنيم .