حسن حسن زاده آملى

206

هزار و يك كلمه (فارسى)

اقاديميا ( Academie ) گويند . شيخ اشراق در اسلاميين خود را تابع وى مىشمرد . كلبيون ( L'ecole Cynique ) مىگفتند : سعادت انسان به زيستن منفرد و بىاعتنائى به جامعه و احكام و قوانين است . معروفترين آنها ديوجانس است ( Diogene ) كه از او حكايات شيرين نقل مىكنند : گويند : روزى با چراغ در شهر مىگشت از او پرسيدند چه مىخواهى ؟ گفت : در جستجوى انسانم . و خم‌نشينى كه به افلاطون نسبت مىدهند اصلا از اوست ؛ امّا در اخبار الحكما چيزهايى از او نقل مىكنند شبيه به اعمال ملامتيه ، كه قلم از ذكر آن شرم دارد . قورنيائيين ( L'ecole de Cyrenc ) مؤسّس آن ارسطيفن است ( Aristeppe ) كه بر خلاف استاد خود سقراط مىگفت : سعادت انسان به خوشگذرانى و آرامش است . ميغاريين ( L'eeole de Megare ) مؤسس اين طريقه اقليدس نامى است ( Euclide ) غير اقليدس مهندس ؛ و طرفدار جدل بودند . ميغاد و قورينا نام دو شهر است . ارسطوطاليس ( Aristote ) شاگرد افلاطون ، اعظم فلاسفه يونان بلكه اعلم علماى دنياى قديم ، و در همه رشته‌هاى علوم مقام شامخ داشت . اوگوست كنت با اينكه طبيعى مسلك و اساسا با طريقه ارسطو مخالف است وى را رئيس العقلاء ناميده و از عجائب كارهاى او تأسيس علم منطق است . با اينكه اول كسى است كه آن را تدوين نموده هيچكس بعد از آن نتوانست مطلبى بر آن اضافه كند جز بعضى اسلاميين چند مطلب جزئى در موجّهات و مختلطات . عقايدش معروف و اتباع وى را مشّائين گويند . ( Les Peripateticiens ) و مدرس ارسطو معروف به لوقين است ( Lyce ) ارسطو اختيار مدرس خود را به شاگرد مبرّز خويش ثئوفرسطوس ( Theophraste ) واگذار كرد و او حسب الوصيه استاد در آنجا تدريس مىنمود . اقوال هيچ يك از حكماى يونان مانند ارسطو محل توجه فلاسفه واقع نشد و