حسن حسن زاده آملى
191
هزار و يك كلمه (فارسى)
بيان و تبيين جاحظ و كامل مبرد و أدب الكاتب ابن قتيبه چهار كتاب اصول و اركان فن ادبند . اما فاعل كل ، فاعل بالرضا باشد ، كه اشراقيان بدان رفتهاند و شيخ شهاب سهروردى از آنان پيروى كرده است ، به ظاهر آن ، بىاشكال و دغدغه نيست ؛ زيرا ، بيانشان اين است كه مناط علم مبدأ تعالى به اشياء ممكنه ، يعنى به اعيان موجودات خارجى ، نفس حضور آنها در نزد بارى تعالى است كه بدانها عالم است به علم تفصيلى . پس اين علم تفصيلى يعنى همان حضور نفس اعيان موجوده در نزد بارى سبحانه . بيان مذكور تا بدين حد ، كلامى قويم است ، ولى ظاهر گفتارشان اين است كه اين اشياء ، يعنى اعيان موجودات ، از وجود حق ، جلّ و علا ، مباينند چنان كه در شواهد ربوبيه گويد : ذهب الإشراقيون و تبعهم الشيخ السهروردي صاحب حكمة الاشراق إلى كون مناط علمه بالأشياء الممكنة هي نفس حضور تلك الأشياء المباين وجودها عن وجوده . « 1 » و ديگر اين كه فاعل كل در مقام ذات ، عالم به اجمال است ، و نفس فعل خارجى علم تفصيلى است ، مقصود از اجمال در مقام ذات ، و تفصيل در رتبهء فعل چيست ؟ اگر در نفس ناطقهء انسانى گفته شود كه در مقام ذاتش علم اجمالى به ملكات و فعليات خود دارد و وقتى كه آنها را از كمون ذاتش صادر كرده و سان داده است ، علم تفصيلى وى بدانهاست ، مثل اين كه در لسان عرفان ، از روح به قلب ، و از قلب ، به خيال بدون تجافى ، از قرآن به فرقان ، و از قضا به قدر مىآيند ، و همه قائم به نفسند ، بلكه نفس است كه داراى شؤون و تجليّات و مظاهر و مجالى است ، به همين وزان مثلا در بارى تعالى به لحاظ مقام غيب الغيوبى واحديت و
--> ( 1 ) . ص 39 ، ط 2 .