حسن حسن زاده آملى
172
هزار و يك كلمه (فارسى)
اقسام فاعل است ، بهتر پى مىبرد : نفس ، فاعل بالطبع است ، از اين روى كه در مرتبهء قواى طبيعيه است و متصف به صفات آنهاست ، چنانكه در مرتبهء اعلى به صفات روحانيين است . پس در مرتبهء قواى طبيعيه ، افعال جذب و امساك و هضم و حفظ و مزاج و افادهء حرارت غريزى در بدن و افادهء صحت و ديگر امور شبيه به آنها كه بسيارى از آنها افعال نباتى است ، مثلا قوهء غاذيه در انسان كه فى نفسها ملاحظه شود عالم به فعلش نيست ، ولى بر مقتضاى طبع خود كار مىكند و فعلش ملايم ذاتش است و در همهء امور فاعل بالطبع است . نفس ، فاعل بالقسر است ، از اين روى كه در مرتبه و مقام نازل در بدن فاعل حرارت غريبهء حمّائيه و مرض و سمن مفرط و هزال و جذب و هضم اخلاط و اغذيهء مضره و دفع اخلاط صالحه است ؛ زيرا ، در اين افعال ، قوا را نه شعور به فعل خود است و نه فعل موافق طبع آنهاست . نفس ، فاعل بالجبر است ، مثل اين كه نفس خيّر صالحى ، لطمهاى بر يتيم آورد ، و مرتكب قبائح و فواحش شود ، و به جبر شهادت زور دهد و به كذب على اللّه دهان گشايد . نفس ، فاعل بالقصد است ، به قياس آن افعالى كه با اختيار و اراده آنها را انجام مىدهد ، أعنى اعمال و حركات خارجيهاش كه به سبب بواعث و دواعى خارجى فعل را براى تحصيل آن اغراض و استكمال ذات خود به تحصيل آن اغراض انجام مىدهد ، مانند كتابت و مشى و حركت و صنعت و ديگر امورى كه غرض خارج و داعى زائد دارند و از روى اراده و اختيار و براى استكمال فاعل تحصيل مىشود . نفس ، فاعل بالعنايه است ، آن صورتى كه تمرين و عادت بر راه رفتن روى ديوار بلندى و بودن بالاى درخت و منارهء مرتفعى مثلا ندارد ، و مجرد تخيل و توهم سقوط بدون رويه و تصديق به غايت ، منشأ سقوط مىشود كه به مجرّد علم به فعل ، فعل از او صادر مىشود ، بدون غرض زائد بر تصور فعل ، پس فاعل